از مترسکی سوال کردم، آیا از ماندن در مزرعه بیزار نشده ای.

از مترسکی سوال کردم، آیا از ماندن در مزرعه بیزار نشده ای.؟
پاسخم داد و گفت ..در ترساندن دیگران لذتی بیاد ماندنی است.پس من از کار خود راضی هستم و هرگز از آن بیزار نمی شوم.
اندکی اندیشیدم و سپس گفتم ...راست گفتی من نیز چنین لذتی را تجربه کرده بودم.
گفت..تو اشتباه می کنی، زیرا کسی نمی تواند چنین لذتی را ببرد، مگر آن که درونش از کاه پر شده باشد..
دیدگاه ها (۳)

🥀 نیمه تاریک ماه پارت سوم : اعترافی در حضور امپراتوریسکوت س...

#سرنوشت‌ـ‌اشتباهپارت ۱ ﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋«گفتم، لعنتی در بزن!»صد...

از مترسکی سوال کردم، آیا از ماندن در مزرعه بیزار نشده ای.؟پا...

از مترسکی سوال کردم آیا از ماندن در مزرعه بیزار نشده ای ؟پاس...

از مترسکی سوال کردم، آیا از ماندن در مزرعه بیزار نشده ای.؟پا...

از مترسکی سوال کردم آیا از ماندن در مزرعه بیزار نشده ای؟پاسخ...

از مترسکی سوال کردم آیا از ماندن در مزرعه بیزار نشده ای ؟پاس...

از مترسکی سوال کردم آیا از ماندن در مزرعه بیزار نشده ای؟ پاس...

از مترسکی سوال کردم، آیا از ماندن در مزرعه بیزار نشده ای.؟پا...

از مترسکی سوال کردم، آیا از ماندن در مزرعه بیزار نشده ای.؟پا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط