عاشقانه

نسخه ی هیچ دکتری تو را دوا نمی کند
پرنده ی قفس دگر یاد هوا نمی کند
دلی که شد اسیر او عاشق و مبتلای غم
به جادوی کسی دگر، خبط و خطا نمی کند
خاطره اش نشسته در تمام ذره های تو
هیچ زمان خیال او ترا رها نمی کند
سکوت بغض خسته اش گره شده به چشم تو
دل که شکسته می شود گریه صدا نمی کند
دل که جدا شد از خودش، به غمزه ی نگاه او
وقت نماز هم شود خدا خدا نمی کند
به پای عشق ریختی تمام آنچه داشتی
رفت و نماند و بعد او عشق، وفا نمی کند
دیدگاه ها (۲)

تو ای آرام جان من ، مرا تو برتر از جانیچو خون بر رگ شدی جاری...

وقتی منطق دیوار می‌کشد و عشق پنجره را باز می‌کند...روان‌شناس...

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا راالله الله تو فراموش مکن صحبت...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

سناریو دارک از ران هایتانی زمان بانتنکن نیچیوا !!! 💜🖤اومدم ب...

⚠️ فکر کردی عبادتِ زیاد، تضمینِ عاقبت‌به‌خیریه؟!مولا امیرالم...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①④ تو به کسی نیاز نداری تا کاملت...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت پانزدهم: پیوند در دلِ ویرانه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط