{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من به درماندگی صخره و سنگ

من به درماندگی صخره و سنگ
من به آوارگی ابرو نسیم
من به سرگشتگی آهوی دشت
من به تنهایی خود می مانم
من در این شب که بلند است به اندازه حسرت زدگی
گیسوان تو به یادم می اید
من در این شب که بلند است به اندازه حسرت زدگی
شعر چشمان تو را میخوانم
دیدگاه ها (۵)

آن پیچکهای یاغی

جاده بی راهه

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

یادداشتی درباره شعر «باز به نام خدا» از «شهاب‌الدین موسوی» م...

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

قایقی خواهم ساخت ..

P⁷سه دختر جلوی نوشته‌ی روی دیوار ایستاده بودند.یورا با ترس گ...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۴✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش سوم__سوروسترمز می‌گیرم.صورتش را می‌گیرم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط