{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سوار تاکسی شدم ، یه خانومه با بچه اش بود با یه درویشه..

سوار تاکسی شدم ، یه خانومه با بچه اش بود با یه درویشه..
بچه هه خییییییلی تابلو زل زده بود به درویشه ،
مامانش دید داره ضایع میشه ،
به بچش گفت : به عمو سلام کردی !؟
بچه هه گفت :عمو نیس که..... ببعیه... 
*


یکی از فانتزیام اینه که تو عروسی اقوام یهوووو داد بزنم :
“داماد چقدر انتره ، عروس ازون بدتره” 
*****


تا حالا دقت کردين که آخر عروسيا يه عالمه آدم آواره پيدا ميشه که همه هم بهشون ميگن
تو با ماشين ما بيا...!!!
دیدگاه ها (۱۰)

سوارتاکسی شدم، یه خانومه بابچهاش بود بایه آدم ریشو.بچه هه خی...

_یکی از فانتزیام اینه که تو عروسی اقوام یهوووووووو داد بزنم ...

_یکی از فانتزیام اینه که تو عروسی اقوام یهوووووووو داد بزنم ...

خو تاکسی بود. یه بچه زبل ۵ ساله با مامانشکنارم نشست . بچه هه...

*قسمت بیست و هشت*پارت چهارقیافش در هم شد و گفت:خانوم من غلط ...

پارت ۶۶۰ رو مبل تکی نشستم و از دور زل زدم بهشون.. جنت نگران...

من نمیگم به خانمها گواهینامه ندین کهمیگم واسشون جاده جدا درس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط