صادق هدایت:

صادق هدایت:

وقتی دیدم درشکه را اسب میکشد و انعام را درشکه چی میبرد و به چشمان اسب چشم بند زده، بر دهانش پوزبند تا کم ببیند و کم بخورد و دَم نزند!
همه چیز را فهمیدم...
تداعی تراژدی غم انگیز زندگی فلاکت بار مردم نگون بختی که روی گنج نشسته اند ولی از جهل و فقر و بدبختی رنج میبرند!
...................................
دیدگاه ها (۶)

صادق هدایت:وقتی دیدم درشکه را اسب میکشد و انعام را درشکه چی ...

وقتی دیدم درشکه را اسب میکشد و انعام را درشکه چی میبرد و به ...

وقتی دیدم درشکه را اسب میکشد و انعام را درشکه چی میبرد و به ...

وقتی دیدم درشکه را اسب میکشد و انعام را درشکه چی میبرد و به ...

وقتی دیدم درشکه را اسب میكشد و انعام را درشكه چی میبرد و به ...

وقتی دیدم درشکه را اسب میكشد و انعام را درشكه چی میبرد و به ...

وقتی دیدم درشکه را اسب میكشد و انعام را درشكه چی میبرد و به ...

وقتی دیدم درشکه را اسب میكشد و انعام را درشكه چی میبرد و به ...

وقتی دیدم درشکه را اسب میكشد و انعام را درشكه چی میبرد و به ...

وقتی دیدم درشکه را اسب میكشد و انعام را درشكه چی میبرد و به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط