{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی دیدم درشکه را اسب میكشد و انعام را درشكه چی میبرد و

وقتی دیدم درشکه را اسب میكشد و انعام را درشكه چی میبرد و به چشمان اسب چشم بند زده، بر دهانش پوزبند تا كم ببیند و کم بخورد و دم نزند!
همه چیز را فهمیدم...

تداعی تراژدی غم انگیز زندگی فلاکت بار مردم نگون بختی که روی گنج نشسته اند ولی از جهل و فقر و بدبختی رنج میبرند!

"صادق هدایت"
دیدگاه ها (۴)

آیا از خشکی پوست خود رنج می برید؟.. . خجالت نمی‌کشید؟ والا م...

من دلم میخواهد ساعتی غرق درونم باشم...!عاری از عاطفه ها...ته...

سلام صب بخير ايشالا كه حداقل امررز بر،وفق،مراد باشه

ﺭﻭﺯﯼ ﭘﺴﺮﯼ ﺑﺎ ﭘﺪﺭ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩﺭﺵ ﺳﻮﺍﺭ ﺑﺮ ﻟﮑﺴﻮﺯ ﺑﻪ ﻧﻤﺎﺯ ﺟﻤﻌﻪﻣﯿﺮﻓﺖ ,...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط