{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#بدانیم..

#بدانیم..
داستان گربه را دم حجله کشتن

میگویند در ایام قدیم دختری تندخو و بد اخلاق وجود داشته که هیج کس حاضر به ازدواج با او نبوده است. پس از چندی پسری از اهالی شهامت به خرج می دهد و تصمیم می گیرد که با وی ازدواج کند. بر خلاف نظر همه ، او میگوید که میتواند دخترک را رام کند. خلاصه پس از مراسم عروسی ، عروس و داماد وارد حجله میشوند و.... چند دقیقه از زفاف که میگذرد پسرک احساس تشنگی میکند . گربه ای در اتاق وجود داشته از او میخواهد که آب بیاورد. چند بار تکرار میکند که ای گربه برو و برای من آب بیاور. گربه بیچاره که از همه جا بی خبر بوده از جایش تکان نمی خورد تا اینکه مرد جوان چاقویش را از غلاف بیرون می کشد و سر از تن گربه جدا میکند. سپس رو یه دختر میکند و میگوید برو آب بیار....

واز‌ آن به بعد ضرب المثل شد.
دیدگاه ها (۵)

دخترا نخونن داستان گربه را دم حجله کشتن میگویند در ایام قدیم...

میگویند در ایام قدیم دختری تندخو و بد اخلاق وجود داشته که هی...

حکایت گربه‌ را دم‌ حجله کشتنمیگویند در ایام قدیم دختری تندخو...

داستان گربه را دم حجله کشتنداستان کوتاهمیگویند در ایام قدیم ...

داستان گربه را دم حجله کشتن - داستان گربه را دم حجله کشتنداس...

می دانید داستان " گربه را دم حجله کشتن" چیست؟ می گویند در ای...

قضیه ی گربه رو دم حجله کشتن: میگویند در ایام قدیم دختری تندخ...

#حکایت می دانید داستان " گربه را دم حجله کشتن" چیست؟ می گوین...

می گویند در ایام قدیم دختری تندخو و بد اخلاق وجود داشته که ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط