{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در توبه مرا گفت ، که برگیر شرابی

در توبه مرا گفت ، که برگیر شرابی
ساقی تو که خود ، بیشتر ازخلق خرابی

این ماهی دلمرده ، درین برکه ی دلگیر
جز دوری آن ماه ، ندیده ست عذابی

من عارف دلتنگم ، یا زاهد دلسنگ؟
هر روز نقابی زده ام روی نقابی

یکعمر ملائک همه گشتند و ندیدند
درنامه ی اعمال منِ مست صوابی

ساقی، همه بخشوده ی یک گوشه چشمیم
آنجاکه توباشی چه حسابی؟ چه کتابی؟
دیدگاه ها (۴)

در توبه مرا گفت ، که برگیر شرابیساقی تو که خود ، بیشتر ازخلق...

در توبه مرا گفت که: برگیر شرابیساقی تو که خود بیشتر ازخلق خ...

در توبه مرا گفت که: برگیر شرابیساقی تو که خود بیشتر ازخلق خ...

در توبه مرا گفت که: برگیر شرابیساقی تو که خود بیشتر ازخلق خ...

.در توبه مرا گفت که برگیر شرابیساقی تو که خود بیشتر از خلق خ...

در توبه مرا گفت که برگیر شرابیساقی تو که خود بیشتر از خلق خر...

در توبه مرا گفت که برگیر شرابیساقی تو که خود بیشتر از خلق خر...

عاشقانه

در توبه مرا گفت که برگیر شرابیساقی تو که خود بیشتر از خلق خر...

در توبه مرا گفت که برگیر شرابیساقی تو که خود بیشتر از خلق خر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط