{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
در توبه مرا گفت که برگیر شرابی
ساقی تو که خود بیشتر از خلق خرابی !

این ماهی دلمرده در این برکه‌ی دلگیر
جز دوری آن ماه ندیده‌ست عذابی

من عارف دلتنگم ، یا زاهد دلسنگ؟
هر روز نقابی زده ام روی نقابی

یک عمر ملائک همه گشتند و ندیدند
در نامه‌ی اعمال منِ مست صوابی

ساقی! همه بخشوده ی یک گوشه‌ی چشمیم
آنجا که تو باشی چه حسابی؟ چه کتابی؟
دیدگاه ها (۱)

...

هیچوق "خودتان را""صد در صد""خرج" کسیکه;تا "10 " " بیشتر""بلد...

‌ هر روز صبحنیایش را پر از نیازنیاز را پر از وصالو وصال را پ...

باز هم یک شب طولانی و مهتاب دگرجوشش خاطره ها،فاصله ها،درد دگ...

در توبه مرا گفت ، که برگیر شرابیساقی تو که خود ، بیشتر ازخلق...

در توبه مرا گفت ، که برگیر شرابیساقی تو که خود ، بیشتر ازخلق...

در توبه مرا گفت که برگیر شرابیساقی تو که خود بیشتر از خلق خر...

در توبه مرا گفت که برگیر شرابیساقی تو که خود بیشتر از خلق خر...

عاشقانه

در توبه مرا گفت که برگیر شرابیساقی تو که خود بیشتر از خلق خر...

در توبه مرا گفت که: برگیر شرابیساقی تو که خود بیشتر ازخلق خ...

در توبه مرا گفت که: برگیر شرابیساقی تو که خود بیشتر ازخلق خ...

در توبه مرا گفت که برگیر شرابیساقی تو که خود بیشتر از خلق خر...

در توبه مرا گفت که: برگیر شرابیساقی تو که خود بیشتر ازخلق خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط