تولدت مبارک اوسامو دازای
نوشتهای برای تولد دازای با تاخیر✨
«ثانیه ها ، ساعت ها و روزها با نبودت به شدت سخت میگذرد ، در کنارم بودی اما کاملا دور از من، میدیدمت و برای یک ثانیه حس لمس کردنت التماس میکردم، اما تنها چیزی که نصیبم میشد دوری بیشتر بود، با چشمانی پر از غم رفتنت را تماشا کردم اما تو آنقدر غرق در دنیای جدیدت بودی که مرا ندیدی ، به آرامی از من دور شدی و مرا از حس شیرین بودنت ، از عطر شیرین تنت محروم کردی ، در همه جای دنیا در هر ثانیه و ساعت به یادتم ، هر شب تو را درون رویاهایم در آغوش میگیرم و با عطرت به خواب میروم ، حتی اگر خودت هم خود را از یاد ببری من به یادت میآورم و با تصور چشم های زیبایت زندگیام را سپری میکنم ، تو بهانهای زیبا برای اشک های شبانه من هستی ، من هیچ گاه از تو سیر نمیشوم و تا زمان مرگم منتظرت هستم، آغوش من برای تو باز است تا در برابر زشتی های دنیا مراقبت باشم ، تا پایان دنیا ، تا آخر زندگی کوتاهم منتظرت مینشینم ، در این شب زیبا به ستاره ها خیری میشوم و حس لمس هایت را بر روی بدنم تصور میکنم ، تولدت مبارک پسرک شیرین من.»
~از طرف گوجو ساتورو~
«ثانیه ها ، ساعت ها و روزها با نبودت به شدت سخت میگذرد ، در کنارم بودی اما کاملا دور از من، میدیدمت و برای یک ثانیه حس لمس کردنت التماس میکردم، اما تنها چیزی که نصیبم میشد دوری بیشتر بود، با چشمانی پر از غم رفتنت را تماشا کردم اما تو آنقدر غرق در دنیای جدیدت بودی که مرا ندیدی ، به آرامی از من دور شدی و مرا از حس شیرین بودنت ، از عطر شیرین تنت محروم کردی ، در همه جای دنیا در هر ثانیه و ساعت به یادتم ، هر شب تو را درون رویاهایم در آغوش میگیرم و با عطرت به خواب میروم ، حتی اگر خودت هم خود را از یاد ببری من به یادت میآورم و با تصور چشم های زیبایت زندگیام را سپری میکنم ، تو بهانهای زیبا برای اشک های شبانه من هستی ، من هیچ گاه از تو سیر نمیشوم و تا زمان مرگم منتظرت هستم، آغوش من برای تو باز است تا در برابر زشتی های دنیا مراقبت باشم ، تا پایان دنیا ، تا آخر زندگی کوتاهم منتظرت مینشینم ، در این شب زیبا به ستاره ها خیری میشوم و حس لمس هایت را بر روی بدنم تصور میکنم ، تولدت مبارک پسرک شیرین من.»
~از طرف گوجو ساتورو~
- ۴.۲k
- ۳۰ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط