اوسی هازبین هتل! اوسی اصلی ویکتور !!!
شاید بپرسید که چه فرقی کرده که آپدیتش کردم؟ کمربندش رو درست کردم!!! قبلاً یکم غیر عقلانی بود و انگار سه تا کمربند داشت، اما حالا درستش کردم!!! و خب، از حالا به بعد، ایشون اوسیی اصلیی منه!!!
نام: ویـــکـتـــور (Victor)
لقب: Broken Frequency (فرکانس شکسته)
سن: از لحاظ ظاهری ۱۷ تا ۱۸ ساله است.
نژاد: Sinner (گناهکار)
مقام: مقام خاصی ندارد، اما روحش تحت قرارداد در اختیار واکس است.
خانواده: خانوادهای ندارد.
دوستان و آشنایان:
چارلی مورنینگاستار (Charlie Morningstar)
وگی (Vaggie)
آنجل داست (Angel Dust)
هاسک (Husk)
لوسیفر مورنینگاستار (Lucifer Morningstar)
آلستور (Alastor)
نیفتی (Niffty)
چری بمب (Cherri Bomb)
ولوت (Velvette): با اینکه ویکتور یکی از قربانیان قرارداد واکس است، ولوت برخلاف واکس و ولنتینو هیچوقت او را آزار نمیدهد. او همچنان سرد، مغرور و بیاحساس رفتار میکند و احساساتش را بروز نمیدهد، اما هر زمان واکس یا ولنتینو بیش از حد ویکتور را تحت فشار قرار دهند، به بهانههای مختلف او را از آن موقعیت دور میکند. خودش هرگز دلیل این کارهایش را توضیح نمیدهد.
شریک عاطفی:
واکس (Vox)
به خاطر قراردادی که روی روح ویکتور بسته شده، او مجبور است در رابطهای که واکس میخواهد باقی بماند. این رابطه کاملاً اجباری است و ویکتور از آن متنفر است، اما تا زمانی که قرارداد شکسته نشود، راه فراری ندارد.
ولنتینو نیز به دلیل رابطهاش با واکس نسبت به ویکتور حسادت میکند و تقریباً همیشه او را تحقیر یا آزار میدهد. همین موضوع باعث شده ویکتور از ولنتینو نیز متنفر باشد.
شخصیت:
ویکتور پسری بازیگوش، شوخطبع، پرانرژی و خوشبرخورد است. او عاشق خنداندن دیگران است و معمولاً با شوخیهایش فضای اطراف را شاد میکند. رفتارش تا حدی شبیه آنجل داست است؛ پرحرف، بامزه و کمی شیطون.
با این حال، تمام این لبخندها فقط ظاهر ماجرا هستند. او سالهاست زیر فشار قراردادش با واکس زندگی میکند و از نظر روحی آسیبهای زیادی دیده است. با وجود این، سعی میکند هیچوقت ناراحتیاش را جلوی دوستانش نشان ندهد و همیشه امیدشان را حفظ کند.
ویکتور قلب مهربانی دارد و اگر لازم باشد بدون فکر خودش را برای نجات دوستانش به خطر میاندازد. او آزادی را باارزشترین چیز دنیا میداند.
علایق: 🎸🎵
♡ دوستانش.
🍷 ولوت.
🎸 موسیقی راک و متال.
🎼 گیتار الکتریکی.
🎤 کنسرتهای جهنمی.
💿 جمع کردن صفحههای قدیمی موسیقی.
😆 شوخی کردن با آنجل داست.
🌃 قدم زدن روی پشتبامهای پنتاگرام سیتی.
تنفرات: ⚡🖤
✘ The Vees (به جز ولوت.)
📺 واکس.
🚬 ولنتینو.
👑 اربابهایی که با زور و ترس حکومت میکنند.
🙄 افراد مغرور و خودشیفته.
💔 خیانت.
⛓️ اینکه مثل یک وسیله با او رفتار شود.
قدرت ویژه:
Static Resonance (طنین استاتیک)
به دلیل قرارداد روحش با واکس، بخشی از انرژی الکتریکی و امواج دیجیتالی با روح ویکتور ترکیب شده است.
تواناییهای او:
• ایجاد جرقهها و جریانهای الکتریکی آبی و بنفش.
• ایجاد پارازیت، نویز و اختلال در تلویزیونها، دوربینها و نمایشگرها.
• تقویت امواج صوتی هنگام نواختن گیتار الکتریکی؛ این امواج بیشتر باعث گیجی، مختل شدن تمرکز یا از کار افتادن موقت وسایل الکترونیکی میشوند و برای آسیب مستقیم طراحی نشدهاند.
• هرچه بیشتر از قدرتش استفاده کند، درد قرارداد روحش شدیدتر میشود و واکس راحتتر میتواند حضور او را احساس کند.
داستان:
ویکتور زمانی که هنوز انسان بود، رویای تبدیل شدن به یک گیتاریست مشهور را در سر داشت. موسیقی برای او تنها راه فرار از مشکلات زندگیاش بود، اما تصمیمهای اشتباه و گناهانی که مرتکب شد، سرانجام او را به جهنم فرستاد.
پس از ورود به جهنم، برای اینکه بتواند از خودش محافظت کند، بدون فکر کردن به عواقب، قراردادی با واکس بست و روحش را در ازای امنیت و قدرت به او فروخت.
اما خیلی زود فهمید که آزادیاش را از دست داده و حالا به دارایی واکس تبدیل شده است.
با وجود تمام این سختیها، ویکتور هنوز امیدش را از دست نداده است. آشنایی با چارلی و ساکنان هازبین هتل باعث شد دوباره باور کند شاید روزی بتواند قراردادش را بشکند و آزادیاش را پس بگیرد.
او بیشتر روزهایش را میان هازبین هتل و مأموریتهایی که واکس به او تحمیل میکند سپری میکند؛ انگار همیشه بین دو دنیا گرفتار شده است. دنیایی که در آن دوستان واقعی دارد و دنیایی که در آن فقط یک روح اسیر است.
نام: ویـــکـتـــور (Victor)
لقب: Broken Frequency (فرکانس شکسته)
سن: از لحاظ ظاهری ۱۷ تا ۱۸ ساله است.
نژاد: Sinner (گناهکار)
مقام: مقام خاصی ندارد، اما روحش تحت قرارداد در اختیار واکس است.
خانواده: خانوادهای ندارد.
دوستان و آشنایان:
چارلی مورنینگاستار (Charlie Morningstar)
وگی (Vaggie)
آنجل داست (Angel Dust)
هاسک (Husk)
لوسیفر مورنینگاستار (Lucifer Morningstar)
آلستور (Alastor)
نیفتی (Niffty)
چری بمب (Cherri Bomb)
ولوت (Velvette): با اینکه ویکتور یکی از قربانیان قرارداد واکس است، ولوت برخلاف واکس و ولنتینو هیچوقت او را آزار نمیدهد. او همچنان سرد، مغرور و بیاحساس رفتار میکند و احساساتش را بروز نمیدهد، اما هر زمان واکس یا ولنتینو بیش از حد ویکتور را تحت فشار قرار دهند، به بهانههای مختلف او را از آن موقعیت دور میکند. خودش هرگز دلیل این کارهایش را توضیح نمیدهد.
شریک عاطفی:
واکس (Vox)
به خاطر قراردادی که روی روح ویکتور بسته شده، او مجبور است در رابطهای که واکس میخواهد باقی بماند. این رابطه کاملاً اجباری است و ویکتور از آن متنفر است، اما تا زمانی که قرارداد شکسته نشود، راه فراری ندارد.
ولنتینو نیز به دلیل رابطهاش با واکس نسبت به ویکتور حسادت میکند و تقریباً همیشه او را تحقیر یا آزار میدهد. همین موضوع باعث شده ویکتور از ولنتینو نیز متنفر باشد.
شخصیت:
ویکتور پسری بازیگوش، شوخطبع، پرانرژی و خوشبرخورد است. او عاشق خنداندن دیگران است و معمولاً با شوخیهایش فضای اطراف را شاد میکند. رفتارش تا حدی شبیه آنجل داست است؛ پرحرف، بامزه و کمی شیطون.
با این حال، تمام این لبخندها فقط ظاهر ماجرا هستند. او سالهاست زیر فشار قراردادش با واکس زندگی میکند و از نظر روحی آسیبهای زیادی دیده است. با وجود این، سعی میکند هیچوقت ناراحتیاش را جلوی دوستانش نشان ندهد و همیشه امیدشان را حفظ کند.
ویکتور قلب مهربانی دارد و اگر لازم باشد بدون فکر خودش را برای نجات دوستانش به خطر میاندازد. او آزادی را باارزشترین چیز دنیا میداند.
علایق: 🎸🎵
♡ دوستانش.
🍷 ولوت.
🎸 موسیقی راک و متال.
🎼 گیتار الکتریکی.
🎤 کنسرتهای جهنمی.
💿 جمع کردن صفحههای قدیمی موسیقی.
😆 شوخی کردن با آنجل داست.
🌃 قدم زدن روی پشتبامهای پنتاگرام سیتی.
تنفرات: ⚡🖤
✘ The Vees (به جز ولوت.)
📺 واکس.
🚬 ولنتینو.
👑 اربابهایی که با زور و ترس حکومت میکنند.
🙄 افراد مغرور و خودشیفته.
💔 خیانت.
⛓️ اینکه مثل یک وسیله با او رفتار شود.
قدرت ویژه:
Static Resonance (طنین استاتیک)
به دلیل قرارداد روحش با واکس، بخشی از انرژی الکتریکی و امواج دیجیتالی با روح ویکتور ترکیب شده است.
تواناییهای او:
• ایجاد جرقهها و جریانهای الکتریکی آبی و بنفش.
• ایجاد پارازیت، نویز و اختلال در تلویزیونها، دوربینها و نمایشگرها.
• تقویت امواج صوتی هنگام نواختن گیتار الکتریکی؛ این امواج بیشتر باعث گیجی، مختل شدن تمرکز یا از کار افتادن موقت وسایل الکترونیکی میشوند و برای آسیب مستقیم طراحی نشدهاند.
• هرچه بیشتر از قدرتش استفاده کند، درد قرارداد روحش شدیدتر میشود و واکس راحتتر میتواند حضور او را احساس کند.
داستان:
ویکتور زمانی که هنوز انسان بود، رویای تبدیل شدن به یک گیتاریست مشهور را در سر داشت. موسیقی برای او تنها راه فرار از مشکلات زندگیاش بود، اما تصمیمهای اشتباه و گناهانی که مرتکب شد، سرانجام او را به جهنم فرستاد.
پس از ورود به جهنم، برای اینکه بتواند از خودش محافظت کند، بدون فکر کردن به عواقب، قراردادی با واکس بست و روحش را در ازای امنیت و قدرت به او فروخت.
اما خیلی زود فهمید که آزادیاش را از دست داده و حالا به دارایی واکس تبدیل شده است.
با وجود تمام این سختیها، ویکتور هنوز امیدش را از دست نداده است. آشنایی با چارلی و ساکنان هازبین هتل باعث شد دوباره باور کند شاید روزی بتواند قراردادش را بشکند و آزادیاش را پس بگیرد.
او بیشتر روزهایش را میان هازبین هتل و مأموریتهایی که واکس به او تحمیل میکند سپری میکند؛ انگار همیشه بین دو دنیا گرفتار شده است. دنیایی که در آن دوستان واقعی دارد و دنیایی که در آن فقط یک روح اسیر است.
- ۱۶.۱k
- ۱۶ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط