اوسی/پرسونا/هازبین هتل/چیکوفت_

سلاممممم
این دفعه اومدم با یه چیز کاملا متفاوت و رندوم_
چی میشد اگر پرسونام تو هازبین هتل بود...؟🥹 (توروخدا حمایتش کنید_)

بیوگرافی:
نام: گِیزلا (gizella)
لقب جهنمی: cinderhop
سن ظاهری: حدودای ۳۴ اینا
سن واقعی: نامشخص (کلا هویت قبل مرگش نامشخصه)
نژاد/موجودیت: خرگوش + روح
گرایش: بایسکشوال
تزئینات خاص: عینک، گوشواره، انگشتر طلا، دستش های شفاف (دمش و سکه ای که جای چشمش قرار گرفته جزو بدنش هستن و تزئین نیستن)

ویژگی های رفتاری: با کسانی که نمیشناستشون مهربان و متعادل هست. اگر کسی رو بشناسه دقیقا مثل خودش باهاش رفتار میکنه.
عادت ها: لبخند زدن، معامله کردن، شرط بندی، سر زدن به هتل هازبین(رندوم)
ترس ها: گلیچ، استاتیک، جادو، شکست در شرط بندی
علایق: خرگوش هاش، شرط بندی، شیر یا خط کردن، شانس، هازبین هتل، نامرئی بودن، دوست دخترش (پرسونای دوستم)، دروغگویی، رستگاری
تنفر ها: شکست در شرط بندی، قتل، واکس تک، فرشته ها، بعضی افراد داخل کازینوش، فحاشی کردن
نقطه ضعف: یادآوری گذشته و فاش شدن هویت قدیمیش، استاتیک، اعتماد کردن
نقطه قوت: وقت گذراندن داخل هتل هازبین، وقت گذراندن با دوست دخترش، دیگه نمیدونم_

خلاصه ی گذشته اش: در گذشته یه دختری بود که عاشق قمار و این کارا بوده...وقتی بزرگتر میشه، با کلاهبرداری و قتل صاحب یه کازینو میشه. یه روز دوباره سر یه قمار میبره و بقیه از سر حرصشون میگیرن اینو خفه میکنن و میمیره_
شاید بپرسید چرا روح + خرگوشه؟ اون صاحب چندین و چند خرگوش بوده و تو خیلی چیزا مخفی کاری میکرده و می‌کنه.
و یه فکت... بعضی وقتا که تو شرط بندی میباخته، برنده ی شرط بندی رو یواشکی میکشته.....
و تو یکی از درگیریاش هم یه چشمش کور شده (جاش سکه ست)
خلاصه ی گناهان: قتل، کلاهبرداری، مخفی کاری، قمار
رتبه: اورلورد
دارایی: کازینو

قدرت ها: نامرئی شدن با جسم روح، میتونه با همین جسمش کاری کنه طرف مقابل خفه بشه :> و از اونجایی که روحه، هم میتونه داخل هوا معلق بمونه و هم سریعتر به مقصد برسه
محدودیت ها: نقطه ضعف هاش، ترس هاش و تنفر هاش محدودیت هاش هم حساب میشن!


بابت ارتباطاتش هیچ ایده ای ندارم_
خودتون اگر سوالی درباره ی ارتباطاتش با افراد مختلف داشتید بپرسید جواب میدم =]✨

همین، خودافیسشوماااااا
دیدگاه ها (۱۰)

ی شب زیبایی بود که قرار نبود....... همیشه زیبا باشه . ا.ت ی ...

### پارت ۱۲: فراتر از سایه‌هادو هفته از اون شبِ جهنمی توی ان...

پارت ۵۷

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁵ویو میکا_____هفته‌ی دوم...

چشم های زن و شوهر از تعجب گرد شد. این تصمیم میتونست زندگیشون...

خون و عشق 🩸❤️پارت دهمهان با صدای زنگ گوشیش از خواب بیدار شد....

فیک کوک فصل ²پارت²ولی اینبار گریه هاش از روی خوشحالی بود نه ...

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۱۱$کایرا داشت از سکو پایین می ...

اسم : عشقی گمشده در تاریکی جنگل پارت ۱۶ (از زبان راوی) مکان ...

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط