{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدایا...

خدایا...
وقتی تو از جنس بی نهایتی، پس من چگونه محدود شوم در خود و دنیای خود؟!
.
من با تو معنا میابم و تو امید می‌بخشی به ناامیدی های این روزهایم؛
و من چنان در این دریای بیکرانِ رحمتت غرق میشوم که تمامِ ناممکن ها برایم ممکن می‌شوند ...
و تمام قفلــها کلیــد ...
و تمام آشوبــها،آرامش ...
.
خدایا ...
دنیای محدودم را با حضور خودت وسعــت ببخش
تا بدانم وقتی پا به پای تو قدم بردارم؛ به آرامشی خواهم رسید که دیگر بی قراری‌ها سهمِ روزهایــم نمی‌شود ...
و من می مانم و خدایــی که بودنش حالِ دلم را خوبِ خوب میکند ...
دیدگاه ها (۲)

صبـح،یعنے آیہ هاے انتـظار خورشیدکہ اکنـون بہ طـــــلوع درآمد...

دوستان مهربانم بیهوده ترین روز ؛ روزی است که در آن نخندیده ب...

همه به شما میگویندروز خوبی داشته باشیدولی،من به شما میگویم ر...

زندگی یک آرزو است...آن را بخوانزندگی یک بازی است...آن را باز...

پروانه جان

خدایا...وقتی تو از جنس بی نهایتی، پس من چگونه محدود شوم در خ...

.خدایا...وقتی تو از جنس بی‌نهایتی، پس من چگونه محدود شوم در ...

عطرخدا، حرفهایی از جنس آرامشخدایا...وقتی تو از جنس بی نهایتی...

#خدایا...وقتی تو از جنس بی نهایتی، پس من چگونه محدود شوم در ...

خـدایـا....وقتی تو از جنس بی‌نهایتی، پس من چگونه محدود شوم د...

خدایا...وقتی تو از جنس بی‌نهایتی، پس من چگونه محدود شوم در خ...

عطرخدا، حرفهایی از جنس آرامشخدایا...وقتی تو از جنس بی نهایتی...

خدایا...وقتی تو از جنس بی نهایتی، پس من چگونه محدود شوم در خ...

خدایا....وقتی تو ازجنس بی نهایتی،پس من چگونه محدود شوم درخود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط