{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌ ‌ صادقانه دل سپردم... سرنوشتم شوم شد

‌ ‌ صادقانه دل سپردم... سرنوشتم شوم شد
قلب من با رفتنت از عشق هم ؛ محروم شد

دل که درزندان چشمانت دقایق می شمرد
عاقبت حکمش رسید از دوریت محکوم شد

من تظاهر می کنم خوبم ولی دردی عجیب
جا گرفت درسینه ام یکباره دل مسموم شد

فارغ از خود بودنم ..در گیرودارزندگی
قلب من بازیچه ی .. دستت مثال موم شد

ظلم چشمانت نصیبم شد دراین بازی ِ تلخ
سهم من تنها نشستن با دلی مظلوم شد

عشق با تلخی خود درقلب من جا ماندَست
رفتی و دل را شکستن عادتی مرسوم شد
دیدگاه ها (۱)

رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزنابتدای یک پریشانیست حرفش را ن...

پشت دیوار همین کوچــه به دارم بزنیدمن که رفتم بنشینید و ... ...

ابهام لبهای مرا ،تفسیر کن معشوق منعمق سکوتی تلخ یا،نقاشی فری...

@JanJiyarlrﺁﺭﺍﻣــــﺶ ﻭﺟــﻮﺩ ﻣـﻦ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﺩﺭ ڪنار توست !!.ﺑﮕـﺬﺍﺭ...

صادقانه دل سپردم... سرنوشتم شوم شدقلب من با رفتنت از عشق هم ...

‌ صادقانه دل سپردم... سرنوشتم شوم شدقلب من با رفتنت از عشق ه...

صادقانه دل سپردم... سرنوشتم شوم شدقلب من با رفتنت از عشق هم ...

صادقانه دل سپردم... سرنوشتم شوم شدقلب من با رفتنت از عشق هم ...

صادقانه دل سپردم... سرنوشتم شوم شدقلب من با رفتنت از عشق هم ...

صادقانه دل سپردم... سرنوشتم شوم شدقلب من با رفتنت از عشق هم ...

صادقانه دل سپردم... سرنوشتم شوم شدقلب من با رفتنت از عشق هم ...

صادقانه دل سپردم .... سرنوشتم شوم شد قلب من با رفتنت از عشق ...

صادقانه دل سپردم... سرنوشتم شوم شدقلب من با رفتنت از عشق هم ...

صادقانه دل سپردم... سرنوشتم شوم شدقلب من با رفتنت از عشق هم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط