{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صادقانه دل سپردم... سرنوشتم شوم شد

صادقانه دل سپردم... سرنوشتم شوم شد
قلب من با رفتنت از عشق هم ؛ محروم شد

دل که درزندان چشمانت دقایق می شمرد
عاقبت حکمش رسید از دوریت محکوم شد

من تظاهر می کنم خوبم ولی دردی عجیب
جا گرفت درسینه ام یکباره دل مسموم شد

فارغ از خود بودنم ..در گیرودارزندگی
قلب من بازیچه ی .. دستت مثال موم شد

ظلم چشمانت نصیبم شد دراین بازی ِ تلخ
سهم من تنها نشستن با دلی مظلوم شد

عشق با تلخی خود درقلب من جا ماندَست
رفتی و دل را شکستن عادتی مرسوم شد
دیدگاه ها (۲)

کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ...کاش بودی و ...

دیشب دل ما باز به دنــبال شما رفتدل رفت به جایی که ندانم به ...

وقتی دلتنگ باشی تمام آرامش یک ساحل را هم به تو بدهند باز هم ...

سوختم از دوری ات با بی قراری ساختمبی تو عمری با غم چشم انتظا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط