{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه گویمت؟ که تو خود با خبر ز حال منی

چه گویمت؟ که تو خود با خبر ز حال منی
چو جان، ‌نهان شده در جسم پر ملال منی

چنین که می‌گذری تلخ بر من، از سر قهر
گمان برم که غم‌انگیز ماه وسال منی

#سیمین_بهبهانی
دیدگاه ها (۲)

عاشقانه های شبنم

چو نمازِ شامِ هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نو...

*روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاستواندر طلب طعمه پر و بال بيار...

عاشقانه های شبنم

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگریخاک بازار نیرزم که بر او می‌...

چِهِل هِندِوانه، چو گویِ زِ بَرجَدکِه کَردیش غَلطان زِ چوگان...

امشب دلم از دوری‌ات پیوسته بارانی‌ستحال دلم آشفتــــــــــــ...

راه گم کرده و با رویی چو ماه آمده ایمگر ای شاهد گمراه به راه...

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

ترانه عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط