{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در میان هر غزل آتش فشانی می کنی

در میان هر غزل آتش فشانی می کنی
با ردیف و قافیه گاهی تبانی می کنی

لا به لای شعر من هر جا که میگردم تویی
هر غزل را با قدومت کهکشانی می کنی

جز تو نتوانم سخن جاری کنم در هر غزل
تا که بر روح و روانم حکمرانی می کنی

بار عشقت را بگو تا کی کشم بر دوش خود
قامتم را زین سبب داری کمانی میکنی

پیش از اینها بی نشان حتی میان قوم خویش
قصه ی عشق مرا داری جهانی می کنی

هر که چشمش بر تو افتد عاقبت شاعر شود
بس که پیش چشمشان شیرین زبانی میکنی
دیدگاه ها (۱)

معرفت داری اگر یک رنگ شویک کمی از دوری ام دلتنگ شومعرفت این ...

دست و پا گم میکنم ، تا بوی عطرت میرسدضرب قلبم چند برابر ، حا...

تاتویی در خاطرم... بادیگران بیگانه ام... باخیالت همنشین... ب...

آشنایان را در ایام پریشانی بپرسشانه می آید به کارِ زلف در آش...

در میان هر غزل آتش فشانی می کنیبا ردیف و قافیه گا...

حسین ذوالقدر شاعر اهوازی

بابا‌علی💛غدیر است و به لب جز ذكر یا حیدر نمی‌ آیدفراوانی انگ...

زهرا جهانی شاعر بابلسری

فال امروز شما جمعه 26 اردیبهشت فال امروز جمعه 16 می 2014 فال...

قسمت سومنیما:مادر به شدت عصبی بود. بهتر بود در این موقعیت زی...

سلام عزیزای دل لطفا لایک کامنت بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀...

و هنوز #تـღـو ↬ رادر تار و پود شعرمیتوان نوشتــــمیشود داشتـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط