عوامل زمینهساز حادثه عاشورا _ دگرگونی ارزشها و آرمانها_ ادامه..
2 _ تبدیل امامت به پادشاهی
تبدیل امامت به پادشاهی یکی دیگر از زمینههای دگرگونی ارزشها و فاجعه عاشورا بود. بدون تردید هر جامعهای به حکومت نیاز دارد تا امور آن جامعه سامان گیرد. از سوی دیگر جامعه اسلامی، زمانی شاهد حاکمیت اسلامی و ارزشهای آن است که حکومت اسلامی بر پا باشد. بر این اساس اگر پس از رحلت پیامبر(ص) امامت عدل علوی استقرار مییافت همان جوّ ایمان و تقوا و جهاد در راه خدا ادامه مییافت. ولی متأسفانه با جریان سقیفه حکومت اسلامی ادامه نیافت و حکومت به صاحبان اصلی آن نرسید و با فراز و نشیبهای بسیار به حکومت و پادشاهی معاویه و یزید انجامید. خاندانی که امام علی(ع) در باره آنها میفرماید: «ای معاویه، کی شما رهبر رعیت و رئیس ملت بودهاید؟ آن هم بدون سبقت در اسلام و شرافت والای معنوی؟(یعنی شما شایستگی این کار را نداشته و ندارید.»[58] با مرگ معاویه زمانی که امام حسین(ع) برای بیعت با یزید دعوت میشود امام(ع) در پاسخ میفرماید: «باید فاتحه اسلام را خواند اگر شخصی همانند یزید حاکم مسلمانان باشد.»[59] و نیز آن بزرگوار به هنگام رویارویی دو سپاه میفرماید: «آگاه باشید که بنیامیه پیروی از شیطان را بر خود لازم دانسته و پیروی از خداوند را ترک گفتهاند و فساد را آشکار و حدود الهی را تعطیل کردهاند...»[60]
بدون شکّ، حکومت نقش مهمی در تثبیت ارزشها و یا ضدّ ارزشها دارد چرا که امام علی(ع) میفرماید: «النّاس بامرائهم اشبه منهم بآبائهم؛[61] مردم به حاکمانشان شبیهترند تا به پدرانشان.» وقتی که حاکمان و کارگزاران جامعه افرادی چون معاویه و یزید باشند که همه توان خود را در جهت تحریف دین و نابودی ارزشها و همچنین مروّجان آن به کار گرفتهاند، طبیعی است که افراد جامعه نیز همانگونه تربیت خواهند شد. در چنین جامعهای مردم در برابر دگرگونی ارزشها و کشته شدن مدافعان آن حساسیتی نشان نخواهند داد. همانگونه که در رویداد عاشورا چنین وضعی پیش آمد.
3. افزون بر دو عامل یاد شده فتوحات دوره خلفاء و حاتمبخشیهای عثمان نیز یکی دیگر از زمینههای فاصله گرفتن مردم از ارزشها و آرمانهای اسلامی بود. این فتوحات هر چند بر جغرافیای کشور اسلامی افزود، ولی چون همراه آن کار فرهنگی برای هدایت مردم صورت نمیگرفت، به سرعت مردم را به سوی دنیاگرایی برد. زیرا غنائم این جنگها از آنِ فاتحان بود و شرکت در یکی از فتوحات بزرگ همراه با غنایم فراوانی بود که کافی بود یک رزمنده با حضور در یکی از نبردها به اوج رفاه برسد.[62] افزون بر این، حاتمبخشیهای عثمان از بیتالمال و جمع ثروت به وسیله شماری از خواص در این زمینه نقش مؤثری داشت.[63] در بخش دوم(کوتاهی خواص از انجام رسالت خود) توضیح بیشتری خواهیم داد.
4. یکی دیگر از عواملی که زمینه دگرگون شدن ارزشها را فراهم کرد طرد بزرگان صحابه و مغضوب دستگاه واقع شدن آنان است. چهرههایی چون عمار و ابوذر به جرم حقّگویی تبعید و شکنجه شدند. عبدالله مسعود که از تبعید ابوذر ناراحت بود مورد آزار و اذیت قرار گرفت. گروهی از بزرگان کوفه همانند مالک اشتر زید، صعصعه، جندب، کمیل و... به شام تبعید شدند.[64] در برابر عثمان به توصیه ابوسفیان که گفته بود: «مراقبت کن که حکومت پیوسته در میان ما دست به دست بگردد. و کارگزاران خود را از بنیامیه انتخاب کن. این فقط ملکداری است، بهشت و جهنم یعنی چه؟!»[65] همکاران و کارگزاران خود را از خویشان و نزدیکان و بنیامیه برگزید.[66] کسانی انتخاب شدند که در حال مستی به مسجد میآمدند و نماز صبح را چهار رکعت میخواندند و وقتیکه با اعتراض مردم روبهرو میشدند میگفتند: میخواهید بیشتر بخوانم؟![67]
مجموعه عوامل یاد شده دست به دست هم داد تا ارزشهای عصر نبوی دگرگون شدند. اوج این دگرگونی در روزگار یزید بود، چرا که در رأس حکومت فردی قرار گرفته بود که به هیچ چیز اعتقاد نداشت، فردی عیاش و خوشگذران بود و هیچ ابایی از آشکار شدن بیدینی خود نداشت. وقتی که حاکمان جامعه چنین افرادی باشند، به حکم «النّاس علی دین ملوکهم» مردم نیز روش و منش آنها را در زندگی به کار میگیرند. در چنین جامعهای مردم در برابر تحریف و یا حذف ارزشها و مدافعان جدّی آن بیتفاوت میگردند و حتی ممکن است خود آنها برای حذف آن ارزشها و مدافعان آن بسیج شوند. همانگونه که در رویداد عاشورا این قضیه پیش آمد. عبرتآموزی ما از رویداد عاشورا به این است که مواظب ارزشهای انقلاب اسلامیمان باشیم تا خدای ناکرده به وسیله عوامل یاد شده و همانند آن، دچار تغییر و دگرگونی نگردند.
ادامه دارد ....
تبدیل امامت به پادشاهی یکی دیگر از زمینههای دگرگونی ارزشها و فاجعه عاشورا بود. بدون تردید هر جامعهای به حکومت نیاز دارد تا امور آن جامعه سامان گیرد. از سوی دیگر جامعه اسلامی، زمانی شاهد حاکمیت اسلامی و ارزشهای آن است که حکومت اسلامی بر پا باشد. بر این اساس اگر پس از رحلت پیامبر(ص) امامت عدل علوی استقرار مییافت همان جوّ ایمان و تقوا و جهاد در راه خدا ادامه مییافت. ولی متأسفانه با جریان سقیفه حکومت اسلامی ادامه نیافت و حکومت به صاحبان اصلی آن نرسید و با فراز و نشیبهای بسیار به حکومت و پادشاهی معاویه و یزید انجامید. خاندانی که امام علی(ع) در باره آنها میفرماید: «ای معاویه، کی شما رهبر رعیت و رئیس ملت بودهاید؟ آن هم بدون سبقت در اسلام و شرافت والای معنوی؟(یعنی شما شایستگی این کار را نداشته و ندارید.»[58] با مرگ معاویه زمانی که امام حسین(ع) برای بیعت با یزید دعوت میشود امام(ع) در پاسخ میفرماید: «باید فاتحه اسلام را خواند اگر شخصی همانند یزید حاکم مسلمانان باشد.»[59] و نیز آن بزرگوار به هنگام رویارویی دو سپاه میفرماید: «آگاه باشید که بنیامیه پیروی از شیطان را بر خود لازم دانسته و پیروی از خداوند را ترک گفتهاند و فساد را آشکار و حدود الهی را تعطیل کردهاند...»[60]
بدون شکّ، حکومت نقش مهمی در تثبیت ارزشها و یا ضدّ ارزشها دارد چرا که امام علی(ع) میفرماید: «النّاس بامرائهم اشبه منهم بآبائهم؛[61] مردم به حاکمانشان شبیهترند تا به پدرانشان.» وقتی که حاکمان و کارگزاران جامعه افرادی چون معاویه و یزید باشند که همه توان خود را در جهت تحریف دین و نابودی ارزشها و همچنین مروّجان آن به کار گرفتهاند، طبیعی است که افراد جامعه نیز همانگونه تربیت خواهند شد. در چنین جامعهای مردم در برابر دگرگونی ارزشها و کشته شدن مدافعان آن حساسیتی نشان نخواهند داد. همانگونه که در رویداد عاشورا چنین وضعی پیش آمد.
3. افزون بر دو عامل یاد شده فتوحات دوره خلفاء و حاتمبخشیهای عثمان نیز یکی دیگر از زمینههای فاصله گرفتن مردم از ارزشها و آرمانهای اسلامی بود. این فتوحات هر چند بر جغرافیای کشور اسلامی افزود، ولی چون همراه آن کار فرهنگی برای هدایت مردم صورت نمیگرفت، به سرعت مردم را به سوی دنیاگرایی برد. زیرا غنائم این جنگها از آنِ فاتحان بود و شرکت در یکی از فتوحات بزرگ همراه با غنایم فراوانی بود که کافی بود یک رزمنده با حضور در یکی از نبردها به اوج رفاه برسد.[62] افزون بر این، حاتمبخشیهای عثمان از بیتالمال و جمع ثروت به وسیله شماری از خواص در این زمینه نقش مؤثری داشت.[63] در بخش دوم(کوتاهی خواص از انجام رسالت خود) توضیح بیشتری خواهیم داد.
4. یکی دیگر از عواملی که زمینه دگرگون شدن ارزشها را فراهم کرد طرد بزرگان صحابه و مغضوب دستگاه واقع شدن آنان است. چهرههایی چون عمار و ابوذر به جرم حقّگویی تبعید و شکنجه شدند. عبدالله مسعود که از تبعید ابوذر ناراحت بود مورد آزار و اذیت قرار گرفت. گروهی از بزرگان کوفه همانند مالک اشتر زید، صعصعه، جندب، کمیل و... به شام تبعید شدند.[64] در برابر عثمان به توصیه ابوسفیان که گفته بود: «مراقبت کن که حکومت پیوسته در میان ما دست به دست بگردد. و کارگزاران خود را از بنیامیه انتخاب کن. این فقط ملکداری است، بهشت و جهنم یعنی چه؟!»[65] همکاران و کارگزاران خود را از خویشان و نزدیکان و بنیامیه برگزید.[66] کسانی انتخاب شدند که در حال مستی به مسجد میآمدند و نماز صبح را چهار رکعت میخواندند و وقتیکه با اعتراض مردم روبهرو میشدند میگفتند: میخواهید بیشتر بخوانم؟![67]
مجموعه عوامل یاد شده دست به دست هم داد تا ارزشهای عصر نبوی دگرگون شدند. اوج این دگرگونی در روزگار یزید بود، چرا که در رأس حکومت فردی قرار گرفته بود که به هیچ چیز اعتقاد نداشت، فردی عیاش و خوشگذران بود و هیچ ابایی از آشکار شدن بیدینی خود نداشت. وقتی که حاکمان جامعه چنین افرادی باشند، به حکم «النّاس علی دین ملوکهم» مردم نیز روش و منش آنها را در زندگی به کار میگیرند. در چنین جامعهای مردم در برابر تحریف و یا حذف ارزشها و مدافعان جدّی آن بیتفاوت میگردند و حتی ممکن است خود آنها برای حذف آن ارزشها و مدافعان آن بسیج شوند. همانگونه که در رویداد عاشورا این قضیه پیش آمد. عبرتآموزی ما از رویداد عاشورا به این است که مواظب ارزشهای انقلاب اسلامیمان باشیم تا خدای ناکرده به وسیله عوامل یاد شده و همانند آن، دچار تغییر و دگرگونی نگردند.
ادامه دارد ....
- ۲.۴k
- ۰۴ شهریور ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط