‌
تا ز خط عنبرین حسن تو شد بیش تر
عاشق روی توام بیشتر از پیش تر

ای بتو میل دلم هر نفسی بیشتر
خوبی تو هر زمان بیشتر از پیش تر

پرسش اگر میکنی عاشق درویش را
از همه عاشق ترم وز همه درویش تر

با غم ایوب نیست رنج مرا نسبتی
صبرم ازو کمترست، دردم ازو بیش تر

عشق تو اندیشه را سوخت، که رسوا شدم
ور نه کس از من نبود عاقبت اندیش تر

کیش بتان کافریست، مذهب ایشان ستم
و آن بت بد کیش من از همه بد کیش تر

غمزه زنان آمدی، سوی هلالی بناز
سینه او ریش بود، آه! که شد ریش تر


• هلالی جغتایی 🍂
‌
‌
دیدگاه ها (۱)

با غمِ ایوب نیست رنجِ مرا نسبتیصبرم ازو کم ترست، دردم ازو بی...

دل بی رخ خوب تو سر خویش نداردجان طاقت هجر تو ازین بیش نداردا...

(شعر از خودم) عاقبت اندیش باش ،فکر من و خویش باش× با من و با...

یک نفر هست که شیدای دل خویش شده خرقه ی عشق به تن کرده و دروی...

چنین گفت آن سخن‌دان سخن‌سنجکه در گنجینه بودش از سخن گنجکه در...

زاهدا چندی بیا با ما به‌خلوت یار باشصحبت احرار بشنو محرم اسر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط