آقا قبول ما دختریم ...

آقا قبول ما دختریم ...

آقا قبول شهید نمی شویم ...

آقا قبول نمی گذارند #تفنگ دستمان بگیریم و برویم #مدافع_حرم_حضرت_عشق شویم ...

آقا قبول راه #شهادت برایمان بسته شده ...

قبول ....🖐🏻

همه را در اوج نا امیدی قبول کردیم ...😔💔

آری اشک میریزیم
چون نمی توانیم #ابراهیم باشیم نمی توانیم #محمد_هادی باشیم نمی توانیم علی باشیم ....
آری نمی توانیم ...
هر کاری میخواهیم بکنیم می گویند شما دخترید توان کافی را ندارید ...
هر وقت خواستیم تنها برویم گفتند #دختر نباید تنها جایی بره ...☝️🏻
هر وقت خواستیم #خلوت کنیم نگذاشتند ...
پس چگونه شبیه #ابراهیم_هادی و #هادی_ذوالفقاری و #علی_خلیلی شویم ⁉️

بنشینیم و فقط #درس بخوانیم و آرزوی #شهادت کنیم ؟

نمی شود به والله نمی شود ...💔
#شهدا بیابید بگویید این #دختران_دلسوخته چه کنند ؟؟؟
چه کنند در این آشفته بازار #فساد و #بی_حجابی و تنهایی #مهدی_فاطمه ؟؟( علیه السلام )

جوابم را #شهدا دادند ...

از #شهدا به دختران #محجبه ایران

قبول ✋🏻
هرکاری خواستید بکنید به یاد #مهدی_فاطمه باشید
آن وقت خود به خود عزیز دل #مهدی_فاطمه می شوید
آن وقت است که دیگر طاقت ماندن در دنیایی که بوی #گناه را می دهد نخواهید داشت ...
آن وقت است که وقت #شهادت است ...
آن وقت می فهمید که راه #شهادت برای هیچ کس بسته نیست ...
آن وقت مسیر #شهادت برایتان باز میشود حتی اگر #دختر باشید ...
فقط #اخلاص و نگاه #مهدی_فاطمه را درنظر بگیرید ...
در نبود ما پشت #حضرت_مهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف) را خالی نکنید ...

یقه تان را میگیریم اگر #ولایت_فقیه را تنها بگذارید...

آری دختران نگویید #شهید نمی شویم
میشود
میشود ....
هنوز هم میشود ...
و‌ #شهادتی #دخترانه را رقم میزند #چادر ...
دیدگاه ها (۲)

🔺حل مشکلات مردم نباید گرفتار محدودیت‌های اداری شودرئیس جمهور...

تمام غصه‌ها موجه نیستند! ما اکثر وقت‌ها غمگین و سوگواریم؛ بر...

بزرگسالی این شکلیه که شاید غمگین نباشی ولی دیگه خیلی‌ام خوشح...

اسرائیل به خاطر یک نفر هفت نفر رو شهید کرد

#چندخاطره🔸بُرش‌هایی از زندگی سردار شهید رضا ابوطالب‌زاده سرا...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :ممکن است حتی کارشناسان...

اغلب به جای روسری چفیه می بست و کفش کتانی می پوشید.یک بار ال...

اینجا میدان انقلاب تهران است✍یکی از میادین اصلی تجمعات مردم ...

یکم آذر ۱۳۴۷ در روستای شیخ‌حسن از توابع شهر کرج به دنیا آمد،...

قصه هفدهم: مسلم بن عقیل (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط