{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا دیده ام به روی جهان باز شد، زشوق

تا دیده ام به روی جهان باز شد، زشوق
لبخند مهربان تو جا در تنم دمید
فریاد حاجتم چو برون آمد از گلو
دست نوازش تو به فریاد من رسید
دیدگاه ها (۱)

شعر طنزی گفته ام خیلی قشنگ نقد کن اما بدون ف...

دانشجویی میگفت : یک روز استاد دانشگاه به هر کدام از دان...

مکن ای دل که عشق کار تو نیستبار خود را ببر که بار تو نیستمرد...

عطر خوب سیب داشت آن گل یاس سفید🌹او که در قلب پدر نور امیدی ...

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

Attar-050518

✦ اولین گناه ✦فصل ششم: شبی که هیچ‌کس نمی‌خوابد---در باز شد.ه...

‌‌قلمـت را بردار بنویس از همـه خوبے ها زندگــے، عشـق، امیــد...

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر آتش، مُیَسَرم ...

چو بستی در به روی من، به کوی #صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی، ...

روزی خواهد رسید که این چهره، این موها و این زیبایی، همه را ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط