نامنام
عاقاییم😛😛
رئیس جمهور منتخب بنده😛😛🌹
یام یام
میخوام همینجوری بیو بدم
اسم: اریمکس(آریماستوس)
سن:؟(فکر نکردم)
گونه:عام(اینو قراره تغییر بدم فکر کنم،بین نیمه خدا و تایتان موندم)
جنسیت:مرد
گرایش: دگرجنسگرا
دوستان:لومیراس،آزوریس،لئو(کشتش)
علایق: کوبیدن اشتباهات مردم تو سرشون،مجبور کردن مردم برای انجام کار درست ،شوروی(بس)
تنفرات:مردم،اشتباهات،اشتباهات مردم،رسانه های ضد،ادمای نمک نشاس،اون یارو سردار رومیه که اسم نداره
(زندگی نامه رو نخوندی هم نخوندی )
زندگی نامه(اینجارو چرت و پرت نوشتم اگه اطلاعات غلط و غیر قابل باور داشت بدونید از اطلاعات کم شخص بنده در این زمینست): آریماستوس یه یونانی بوده تو سال (نمیدونم دقیقاً) که اره،بال داشته ولی قدرت پرواز نداشته،این داداشمون از یه دختری به اسم ونوس خوشش میاد،کونشو پاره میکنه سرش که اره شوهر این دختره بشه(نمیشه در حد رل میمونن(بدون رابطه چیز و اینا)،بعد خلاصه یبار این برادر رفت دنبال یه گل مورد علاقه ونوس که خیلیم نایابه به اسم گل پرستو(ک.ونش نیست توضیح بدم)بعد اره وقتی گل رو میگیره برمیگرده میبینه ونوسه بهش خیانت کرده با یه سردار رومی،خلاصه که این شکست میخوره اما آدم نمیشه،یه سری یه قرار بود به شهر اینا لشکر کشی کنن ،این داداشمون سرباز سمت شمال شهر بوده ،بعد میفهمن که قراره حمله کنن سمت جنوب شرقی ،خونه ونوسم اونجا بود،اینم میره از ونوس محافظت کنه کشته میشه،بعد مرگ رفت هیدس تون (محتوا)بعد اره میگه نههه من باید برگردم و اینا،یه نمایش خیلی بزرگ از عشقش به ونوس میسازه و آهنگ و لالالا و اینا ،پیش پروسفونه و هادس(دارم چیمیگم خدایا) بعد اونام میزارن بره بعد یارو برمیگرده(اینجا اسمش میشه اریمکس )میبینه ونوسه ازدواج کرده ولی اون یارو شوهرش خیلی ونوس رو اذیت میکنه میگیره یارو شوهرش رو میکشه (شوهرش همون سردار رومیه بوده)بعد اره خلاصه مرد میریزن سرش و این بخاطر مثلا سرنوشت (گوظ میگم، به تصمیم ئیله لیا)میره دنیای دیگه تا آزمایش بشه ،بعد این تو این دنیای جدید میبینه فساد خیلی زیاده و اینا،با شعار برابری و عدالت مردم رو جذب میکنه رئیس جمهور میشه بعد یه قدرت خاصی پیدا میکنه(الله اکبر)کل جهانو فتح میکنه(شوخی)بعد یه دیکتاتور ظالم میشه (جدی)سر اینکه مردم همشون اشتباه میکنن و درست میگم(جدی)لئو هم دوست و همکارش بوده اینارو که میبینه دیگه اعصابش خورد میشه میره اریمکس رو پاره کنه اریمکس میزنه اونو پاره میکنه(ولی صحنه خیلی عاشقانه ای بود دوست داشتم(نمیگم چیشد))(سر آرمان هاش)بعد خلاصه بگم که بعدش خدای قانون یعنی ئیله لیا میگه پسرررر این یارو اریمکس عالیه واسه عدل و عدالت و انصاف خلاصه اینو فرشته عدالت میکنه (ئیله لیا خیلی خوبه دوسش دارم 😭💔)بعد این فرشتگان عدالتم میتونن تو زمان و دنیا های مختلف سفر کنن و اینا.
خدافظ
#آرت
#نقاشی
#هنری
#آرتیست
رئیس جمهور منتخب بنده😛😛🌹
یام یام
میخوام همینجوری بیو بدم
اسم: اریمکس(آریماستوس)
سن:؟(فکر نکردم)
گونه:عام(اینو قراره تغییر بدم فکر کنم،بین نیمه خدا و تایتان موندم)
جنسیت:مرد
گرایش: دگرجنسگرا
دوستان:لومیراس،آزوریس،لئو(کشتش)
علایق: کوبیدن اشتباهات مردم تو سرشون،مجبور کردن مردم برای انجام کار درست ،شوروی(بس)
تنفرات:مردم،اشتباهات،اشتباهات مردم،رسانه های ضد،ادمای نمک نشاس،اون یارو سردار رومیه که اسم نداره
(زندگی نامه رو نخوندی هم نخوندی )
زندگی نامه(اینجارو چرت و پرت نوشتم اگه اطلاعات غلط و غیر قابل باور داشت بدونید از اطلاعات کم شخص بنده در این زمینست): آریماستوس یه یونانی بوده تو سال (نمیدونم دقیقاً) که اره،بال داشته ولی قدرت پرواز نداشته،این داداشمون از یه دختری به اسم ونوس خوشش میاد،کونشو پاره میکنه سرش که اره شوهر این دختره بشه(نمیشه در حد رل میمونن(بدون رابطه چیز و اینا)،بعد خلاصه یبار این برادر رفت دنبال یه گل مورد علاقه ونوس که خیلیم نایابه به اسم گل پرستو(ک.ونش نیست توضیح بدم)بعد اره وقتی گل رو میگیره برمیگرده میبینه ونوسه بهش خیانت کرده با یه سردار رومی،خلاصه که این شکست میخوره اما آدم نمیشه،یه سری یه قرار بود به شهر اینا لشکر کشی کنن ،این داداشمون سرباز سمت شمال شهر بوده ،بعد میفهمن که قراره حمله کنن سمت جنوب شرقی ،خونه ونوسم اونجا بود،اینم میره از ونوس محافظت کنه کشته میشه،بعد مرگ رفت هیدس تون (محتوا)بعد اره میگه نههه من باید برگردم و اینا،یه نمایش خیلی بزرگ از عشقش به ونوس میسازه و آهنگ و لالالا و اینا ،پیش پروسفونه و هادس(دارم چیمیگم خدایا) بعد اونام میزارن بره بعد یارو برمیگرده(اینجا اسمش میشه اریمکس )میبینه ونوسه ازدواج کرده ولی اون یارو شوهرش خیلی ونوس رو اذیت میکنه میگیره یارو شوهرش رو میکشه (شوهرش همون سردار رومیه بوده)بعد اره خلاصه مرد میریزن سرش و این بخاطر مثلا سرنوشت (گوظ میگم، به تصمیم ئیله لیا)میره دنیای دیگه تا آزمایش بشه ،بعد این تو این دنیای جدید میبینه فساد خیلی زیاده و اینا،با شعار برابری و عدالت مردم رو جذب میکنه رئیس جمهور میشه بعد یه قدرت خاصی پیدا میکنه(الله اکبر)کل جهانو فتح میکنه(شوخی)بعد یه دیکتاتور ظالم میشه (جدی)سر اینکه مردم همشون اشتباه میکنن و درست میگم(جدی)لئو هم دوست و همکارش بوده اینارو که میبینه دیگه اعصابش خورد میشه میره اریمکس رو پاره کنه اریمکس میزنه اونو پاره میکنه(ولی صحنه خیلی عاشقانه ای بود دوست داشتم(نمیگم چیشد))(سر آرمان هاش)بعد خلاصه بگم که بعدش خدای قانون یعنی ئیله لیا میگه پسرررر این یارو اریمکس عالیه واسه عدل و عدالت و انصاف خلاصه اینو فرشته عدالت میکنه (ئیله لیا خیلی خوبه دوسش دارم 😭💔)بعد این فرشتگان عدالتم میتونن تو زمان و دنیا های مختلف سفر کنن و اینا.
خدافظ
#آرت
#نقاشی
#هنری
#آرتیست
- ۴.۸k
- ۱۳ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط