{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیلی وقت است وقتی دوربین میبینم یاد آن روزها می افتم که د

خیلی وقت است وقتی دوربین میبینم یاد آن روزها می افتم که درهم خیره بودیم و تمنا میکردیم برای چند لحظه بیشتر دیدن هم...
آن موقع ها آنقدر عکاس خوبی شده بودم که حتی یک صحنه از چشمانت را از دست نمیدادم...
و حالا تمام این روزها که نیستی...
مینشینم در نمایشگاه عکس قلبم و با قاب های میخ خورده بر قلبم حرف میزنم...
‌
دیدگاه ها (۱)

((جوانه عشق در قلبی سنگی))Part:9ویو لارا [شب | ساعت ۱۲🌑]کم ک...

`` قشنگ ترین اشتباه ``chapter : ²part : ⁹به سمت‌شان رفتیم.جی...

بین خودمان بماندشب ها تا صبح سیگار میکشم ولی حتی سوزش ریه و ...

نبودنت دردیست بی درمان هر چند وقت یک بار به استخوانم میرسد و...

فرزندم، دلبندم ،عزیزتر از جانم ❤️از ملالتهای این روزهای مادر...

فرزندم، دلبندم، عزیزتر از جانم از ملالتهای این روزهای مادری ...

فرزندم، دلبندم ،عزیزتر از جانماز ملالتهای این روزهای مادری ا...

فرزندم، دلبندم ،عزیزتر از جانم 💕 از ملالتهای این روزهای ماد...

فرزندم، دلبندم ،عزیزتر از جانماز ملالتهای این روزهای مادری ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط