{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مسئولی مهمانی داد و همه ی مسئولین را دعوت کرد.

مسئولی مهمانی داد و همه ی مسئولین را دعوت کرد.
اطعمه فراوان بود که برق رفت. یکی گفت که تا آمدن برق همه مشغول دست زدن شوند تا مبادا کسی سفره را هاپولی کند. صدای کف زدن بلند بود که برق آمد. چشم همه به سفره افتاد که غارت شده بود. مسئولی گفت ما که همگی دست میزدیم؛ نکند جنیان سفره را غارت کرده اند!

رئیس اجنه ظاهر گشت و گفت: شما هریک با یک دستتان به گردنتان میزدید و با دست دیگر غذاها را درشکمتان میریختید آنوقت تقصیرش را میاندازید گردن اجنه ؟! یکی از قلندران فرزانه گفت اینان در این کار سابقه طولانی دارند. سالهاست که با یکدست بر سر و سینه میزنند و با دست دیگر جیب مردم را خالی میکنند و میگویند اجنبی برد!!! 😅 😆
‏
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اللهم عجل لولیک الفرج
دیدگاه ها (۱)

#حکایت_قدیمی شخص ثروتمندی ولیمه گرفت وهمه ی طرفدارانش را دعو...

شیخی ولیمه گرفتوهمه ی طرفدارانش رادعوت کرداطعمه فراوان بود ک...

پست موقتشبی در منزل شیخ الفقیه مهمانی بود.مرغ وگوشت و نوشیدن...

ولی اردم چقدر تنها بود :)!

آرلی زیبامون :)!

این نه ترانه، که صدایِ خُرد شدنِ استخوانِ مافیاست.در دورانی ...

هوانگ یونا اورجینالیست

زَنآممم :https://wisgoon.com/olivia677https://wisgoon.com/el...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط