و این منم
و این منم
زنی تنها
در آستانهٔ فصلی سرد
در ابتدای درک هستی آلوده ی زمین
و یأس ساده و غمناک آسمان
و ناتوانی این دستهای سیمانی...
امروز روز اول دی ماه است
من راز فصل ها را می دانم
و حرف لحظه ها را می فهمم...
سلام ای غرابت تنهایی!
اتاق را به تو تسلیم می کنم.
چرا که ابرهای تیره
همیشه
پیغمبران آیه های تازه ی تطهیرند.
و در شهادت یک شمع
راز منوری ست که آن را
آن آخرین و آن کشیده ترین شعله
خوب می داند...
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد...
زنی تنها
در آستانهٔ فصلی سرد
در ابتدای درک هستی آلوده ی زمین
و یأس ساده و غمناک آسمان
و ناتوانی این دستهای سیمانی...
امروز روز اول دی ماه است
من راز فصل ها را می دانم
و حرف لحظه ها را می فهمم...
سلام ای غرابت تنهایی!
اتاق را به تو تسلیم می کنم.
چرا که ابرهای تیره
همیشه
پیغمبران آیه های تازه ی تطهیرند.
و در شهادت یک شمع
راز منوری ست که آن را
آن آخرین و آن کشیده ترین شعله
خوب می داند...
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد...
- ۲.۱k
- ۲۰ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط