{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ددی مافیا

ددی مافیا
پارت ۸

________________________🌜🌕🌛____________________

🌛پرش به ۲ بعد🌜

🌛ویو ایلا🌜
مثل همیشه از خواب بیدار شدم و کارای لازم رو کردم بیام برم بیرون از عمارت که دیدم یک صدا ی قدم برداشتن میاد سرم رو برگردونم دیدم که جیمین پریه رو یکی از مبل های با ارزش که از طلا ساخته شده بود.
# سلام ایلا چه خبر
@ تو داخل عمارت من چیکار می‌کنی
# اومدم تا زنم رو با خودم ببرم
@ من باتو هیج جایی نمیام عوضی
# پس خودم می‌برمت
ایلا سریع اسپری فلفل رو در میاره و میزنه تو چشمای جیمین
# آخ چیکار کردی کور شدم
@ مراقب باش وگرنه بهت شلیک می‌کنم
توفنگش رو در آورد و سمت وسط پیشونی جیمین قرار داد
# وای ببین الان به دست کی قراره بمیرم
@ پس چی عوضی فکر کردی که نمی دونم هروز دنبالم بودی و آدم می‌فرستادی؟
# چون نگران زنم بودم
@ این همه زنم زنم نکن قاتل دیونه
جیمین خوشکش زد
# پس دیگه همه چیز رو می‌دونی
@ آره پدرم بهم گفت که مادرم رو گشتی حالا من ترو میکشم
# خوب منو بکش منتظر چی هستی
@ همین طوری که نیست تو مامانم رو شکنجه کردی بعد کشتیش حالا قراره همون کارو من باتو بکنم
# تو که دل و جانش رو نداری دختر فرزند ریُس باند خلافکارای و مافیا ها معمولی خود شیفته
@ تو هم تحملش رو نداری پسر مافیا دستپا چلوفتی مغرور و پرو
یک نیش خند زد و تفنگ رو از وست پیشونیش برداشت
# چه زبون نیش ساری هم دربردی وقت ۲ سال پیشت نبودم ولی اگر باهات بودم آدمت کرده بودم تا الان
@ خوب دیگه تایم پرنسس تموم شده باید بره توهم کوم شو بیرون
🌛خمارییی۸🌜
دیدگاه ها (۰)

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۹یهو دیدم صدای پا یکی اومد م...

[•] عمارت عشق [•] part: 14با اولین پرتو های نور چشماشو باز ک...

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے⁹آیلا آر...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³⁹ویو میکا_____یه دفعه ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط