وقتی با اجبار میشی زن دومش

وقتی با اجبار میشی زن دومش
پارت ۹
یهو دیدم صدای پا یکی اومد منم داشتم میترسیدم کلا آدم ترسو بودم
یه لگد زدم به پاش افتاد زمین دیدم تهیونگه تهیونگ برادر جین بود
تهیونگ: هی معلوم هست چیکار می‌کنی
لیا: آقااا منو ببخشین
تهیونگ : حالا اشکال نداره تو اینجا چیکار می‌کنی
لیا : من راستش خدمتکار ها رفتن مرخصی من اینجا موندم خانواده منو گذاشتن رفتن
تهیونگ : اشکال نداره میتونی با من بیای
لیا : کجا آقااا؟
تهیونگ : عمارت جدید کیم سوکجین
لیا: چشم آقا
منو تهیونگ تو ماشین نشستیم منو تهیونگ حرف می‌زدیم تو ماشین تا اینکه حرف جین شد تا اینکه تهیونگ گفت
تهیونگ : جین برادر من نیست
لیا: چی !
تهیونگ : آره جین برادر ناتنی منه
جین
رسیدیم عمارت تا خواستم بگم به ا/ت رسیدیم دیدم ا/ت مثل آهو خوابیده
ماشینو خاموش کردم ا/ت رو بغل کردم وارد عمارت شدیم گذاشتم رو تخت بعد لبشو بوسیدم
اومدم بیرون درو بستم دیدم
دیدگاه ها (۲)

True Love②⑥تهیونگ: بهتری ا/ت: آره ممنون که اجازه دادی بخوابم...

(دلداده)ا/ت: یه بویی میاد سوا:.......ا/ت: غذاممممممممم بغل ک...

پارت سوم | «قرار نیست برم»ا/ت گوشی را از روی میز برداشت.— چر...

(دلداده) ♡ویو ا/تجونگکوک منو برد سمت مبل و نشوندم کنارش. هنو...

موضوع: وقتی از دستمون عصبانی هستن و ما یهو میبوسیمشون.ایساگی...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

💜 پارت اول | شبی که همه‌چیز شروع شد صدای موسیقی کل بار رو پر...

وقتی وسط مهمونی....🏵️جونگکوک: آماده شدی عزیزم؟؟ــ آره اومدم....

My Boy❄

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟸 | هم‌کلاسیِ مزاحمسه روز از شروع دانشگاه گذشته ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط