لطفا بخوانید

لطفا بخوانید
حاجی اومدن ( از خاطرات شهید مهدی صابری )

سید"ابراهیم" میگفت:یه روز که "حاجی" اومده بودن مقر "مهدی" خواب بود بیدارش کردم گفتم:
حاجی"اومدن،سراسیمه خودشو رسوند و عکس گرفتیم.
پریشانی موهای شهید "صابری" هم بخاطر تازه بیدار شدن ایشون از خواب هستش.

اللهم الرزقنی توفیق شهادت فی سبیلک بحق الزهرا(س)
شادی روح شهدا و تمام رزمندگان اسلام صلوات
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم
دیدگاه ها (۴)

لبیک یا زینبتوسل به شهدا سید"ابراهیم" میگفت:یه روز که "حاجی"...

نه یه نامینه نشونینه یه تیکه استخوانینیست ازش حتی پلاکیحتی ی...

غریبه ( از خاطرات شهید مهدی صابری )خیلی دوس داشت که بابچه ها...

خبر بسیار مهمسپیدان دومین شهید را فدای حرم عمه سادات کرد-شها...

سلام بر ابراهیم

شهید مهدی جاویدفر

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِاَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا ...

شب شهادت ( از خاطرات شهید علی اکبر درویشی )شب شهادت علی‌اکبر...

به نام الله ...یا زینب ....به اسم خون شهدای #مدافع_حرم ...کس...

به نام الله ...یا زینب ..........به اسم خون شهدای #مدافع_حرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط