عاشقانه

برای دیدنت از راه دور آمده ام
از آن ور دل مات و صبور آمده ام
به بوی عطر تنت در مسیر خانه ی تو
غریب مانده ی شور و سرور آماده ام
پرنده های خیالم رسیده اند به هیچ
نفس بریده به شوق حضور آمده ام
به پیشواز دل خسته ام نمی آیی ؟
که بیدل از سفر شعر و شور آمده ام
نخواستی که ببینی مرا و چشم ترم
اگر چه مدعی ام ، بی غرور آمده ام
بزن به تیر نگاه و بِکِش به بند لبت
که بی هراس و نترس و جسور آمده ام
بس است اینهمه درد و کم است بوسه ی تو
برای دیدنت از راه دور آمده ام
دیدگاه ها (۲)

عاشقانه های شبنم

برای دیدنت از راه دور آمده اماز آن ور دل مات و صبور آمده امب...

قلم به‌ دست‌ میگیرم مي خواهم از تو بنویسم آما دستانم میلرزد ...

یا أیهاالعزیز

باید بری، نه! محضِ رضایِ خدا نگودق می کنم بدون تو، این جمله ...

باید بری،نه!محض رضای خدا نگودق می کنم بدون تو،این جمله را نگ...

در دل تاریکی، عشق نفس می‌کشد

....مهدی سهیلی.....مادر! مرا ببخش .فرزند خشمگين و خطا كار خو...

روز شمار فاطمیه:۱۷روز مانده به فاطمیه اولباید بری؛ نه ! محض ...

رهی کاوه شاعر کرمانشاهی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط