#شهید_حمیدرضا_اسدالهی

#شهید_حمیدرضا_اسدالهی

همرزم شهید اسدالهی:

شب شهادت امام حسن عسگری(ع) چنان دعای توسلی خواند که همه ی دل ها را منقلب کرد انگار می دانست که می خواهد برود.

به فراز مربوط به امام حسین(ع) که رسید این جمله را گفت:

"تموم زندگیم مال حسینه"

به فراز مربوط به امام رضا(ع) که رسید عرض کرد:

یا امام رضا زن و فرزندم را به تو می سپارم. نیم ساعت قبل از حرکت برای عملیات توی ماشین آماده بودیم دیدیم همه به جز حمید هستند. گشتم حمید را پیدا کنم دیدم به حمام رفته.
داد زدم حمید دیر شده گفت: دارم غسل شهادت می کنم.


#شهدا
#شهید
#شهدای_مدافع_حرم
#شهدای_کهنمو
#کهنمو
#kahnnamu
#سرگرد_پاسدار_شهید_محمود_جدیری_کهنمو_ئی
دیدگاه ها (۱)

#چندخاطره🔸بُرش‌هایی از زندگی سردار شهید رضا ابوطالب‌زاده سرا...

خسف | قصه بیست و هفتم: امام باقر (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

خسف | قصه بیست و هشتم: امام صادق (ع) (بخش پایانی)

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

#چند_خاطره 🔸 خاطراتی از عنایتِ اهل‌بیت علیهم‌السلام به سردار...

شهیدی که قصه‌اش،از خودِ شهادتش عجیب‌تر است…شهید فخّار؛مردی ک...

﷽⭕امام بیانیه نداده اند!می‌دانید یعنی چه؟چند مناسبت مهم را پ...

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط