پیرزن که شوم شایدآلزایمر بگیرم...گاهی زل بزنم به عکسهای ی
پیرزن که شوم شایدآلزایمر بگیرم...گاهی زل بزنم به عکسهای یادگاری قدیمی..گاهی در ذهنم دنبال رد پایی ازتوبگردم که گذر زمان از حافظه ام پاکشان خواهد کرد..شاید یک روزاتفاقی تو تلفن رابرداری وبه من زنگ بزنی..سراغ زنی با گیسوان بلند و چشمان درشت رابگیری و من در جوابت فقط لبخند بزنم ...صدایت برایم آشنا باشدو فکر کنم مثلا پسرم هستی ..و یادم نیایدکه توهمان مردرویاهای برباد رفته ی منی که گیسوانم بخاطرش سپید شد و چشمانم در انتظارش کم سو...پیرزن که شوم شاید آلزایمر بتواند بهترین بهانه برایم باشد که هر روز شماره های اشتباه را به امید اینکه تو پشت خط باشی بگیرم
- ۹۲۰
- ۰۷ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط