پیرمرد که شوم شاید آلزایمر بگیرم . . .
پیرمرد که شوم شاید آلزایمر بگیرم . . .
گاهی زل بزنم به عکسهای یادگاری قدیمی . . .
گاهی در ذهنم دنبال رد پایی از تو بگردم که گذر زمان از حافظه ام پاکشان خواهد کرد . . .
شاید یک روز اتفاقی تو تلفن را برداری و به من زنگ بزنی . . .
سراغم را بگیری و من در جوابت فقط لبخند بزنم . . .
صدایت برایم آشنا باشد و فکر کنم مثلا دخترم هستی . . .
و یادم نیاید که تو همان زن رویاهای بر باد رفته ی منی که موهایم بخاطرش سپید شد و چشمانم در انتظارش کم سو . . .
پیرمرد که شوم شاید آلزایمر بتواند بهترین بهانه برایم باشد که هر روز شماره های اشتباه را به امید اینکه تو پشت خط باشی بگیرم . . .
گاهی زل بزنم به عکسهای یادگاری قدیمی . . .
گاهی در ذهنم دنبال رد پایی از تو بگردم که گذر زمان از حافظه ام پاکشان خواهد کرد . . .
شاید یک روز اتفاقی تو تلفن را برداری و به من زنگ بزنی . . .
سراغم را بگیری و من در جوابت فقط لبخند بزنم . . .
صدایت برایم آشنا باشد و فکر کنم مثلا دخترم هستی . . .
و یادم نیاید که تو همان زن رویاهای بر باد رفته ی منی که موهایم بخاطرش سپید شد و چشمانم در انتظارش کم سو . . .
پیرمرد که شوم شاید آلزایمر بتواند بهترین بهانه برایم باشد که هر روز شماره های اشتباه را به امید اینکه تو پشت خط باشی بگیرم . . .
- ۱.۰k
- ۱۳ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط