یک روز ازپسِ یک اتفاق؛بزرگ می شوی !

یک روز ازپسِ یک اتفاق؛بزرگ می شوی !
روز اول حالت سنگین می شود
گیج می شوی
هرلحظه گمان می کنی دنیا خراب می شود
وسط سرت
و تمام
روز دوم چشمهایت تب می کند؛ می سوزد
ولی حالت دیگر به سنگینیِ دیروز نیست
روز سوم
امان از روز سوم که وقتی به نیمه می رسد
خودت را برمی داری
می روی گوشه ای
و می باری و می باری و می باری
به حال تمام خوش باوری هایت
به حال تمام رویاهایت
به حال خواستن هایی که خواسته نشد
حرف هایی که گفته نشد
و دلی که دیده نشد
می باری و می باری و می باری
و بعد تمام
از پسِ تمام اشک هایت
بزرگ می شوی
گفته بودم
گاهی اتفاق ها درست می افتد
وسط خوش باوری هایت .
گاهی خدا آنقدر دلش به حالِ
باورهایِ ساده ی ما می سوزد
که زمین می زند ما را با همان باورها
و بعد کنارم ان می ایستد
دستش را دراز می کند
و ما را از دوباره شروع می کند
با یک زخم
که یادمان باشد
گاهی سادگی
درماندگی می آورد



#عادل_دانتیسم
دیدگاه ها (۱۳)

⚪️گاهی تمام نیکی را در ظاهر عبادت جست‌وجو می‌کنیم؛ اما خداون...

گاهی بعضی چیزها فقط یک ظاهر نیستند؛پشت هر انتخاب، حرفی از با...

🎭🖤 آخرین نقش 🖤🎭گاهی زندگی، ما را مجبور می‌کند نقشی را بازی ک...

#Repost amirreza_davodi منبع ——وُلتِر از نامدارترین فیلسوفان...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

تولدت مبارک کوکی جونم

شخصیت‌های داستان اتفاق ممنوعه ✦🖤 BTSRM | کیم نامجونرهبر گروه...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "27""ویو نویسنده مامی"فقط ...

پروانه جان

رمان: مادام کوچولوی کیم part:۷منتظرتم. هر وقت خواستی حرف بزن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط