در ضمیر ناخود اگاه اکثر ماتر س وغمی موج میزند.. این ترس
در ضمیر ناخود اگاه اکثر ماتر س وغمی موج میزند.. این ترس یک نگرانی کلی از عدم پیشرفت کارها، احتمال وقوع مشکلات و مسائل پیش بینی نشده، بروز ایراد در سیستم کاری، عدم اعتماد به اینده ..از دست دادن مهلت های مهم، کمبود منابع، بدشانسی، و دهها مورد دیگر است... استرس در چهره مان موج میزند، نکند فلان اتفاق بیفتد، نکند فلان کس در مورد فلان مسئله فلان جور فکر کرده باشد،،،.... و بیشتر این ترسها فارغ از منشأهای روانی درونی ناشی از زندگی در شرایط نابسامان و لرزان فرهنگی-اقتصادی محلی است که در آن رشد کرده ایم و بزرگ شده ایم... جامعه ای که آدمهایش میترسند جلو نمیرود، در جا میزند. وما ها هم اکثرا به بچه میگوییم: نکن ! اون بالا نرو ! دست نزن ! ندو ! داد نزن ! شوخی نکن ! نگاه نکن ! نوجوان که میشود باز به همین شکل، و باز،،، در نتیجه احساس گناه تقویت میشود، با خودمان فکر میکنیم ما مقصر هستیم، همیشه این ترس با ما هست، در خانواده محدود بوده ایم، در مدرسه زده اند توی سرمان، در دانشگاه نگذاشته اند حرفمان را بزنیم، در جامعه مورد توهین و تحقیر بوده ایم،،، این آدمها معلوم است که رشد نمیکنند، این جامعه معلوم است که تغییر نمیکند.
برای همین است که با دیدن پلیس میترسیم، انگار خلافی یا جرمی مرتکب شده ایم، موقع سفر انواع دعا و نذر و نیاز را بدرقه مان میکنند انگار قرار است حادثه ای پیش بیاید، در همه کارها استرس داریم، حتی وقتی برای تفریح و خوشگذرانی جایی میرویم. یا یک کار معمولی اداری یا بانکی میخواهیم انجام دهیم همه اش نگرانیم، نکند به مشکلی برخورم ! نکند کارم ایراد داشته باشد وانجام نشود ........وخیلی سخت است تابفهمی که تو گناهکار نیستی، تو مقصر نبودی، برای حرفهایت، برای عاشقی کردنت، برای نفس کشیدن..ووو.... تو درست بودی، و خودت قربانی جنگ و تحریم و رکود و،،، همه اینها بوده ای بدون اینکه هیچ تقصیری داشته باشیم.
برای همین است که با دیدن پلیس میترسیم، انگار خلافی یا جرمی مرتکب شده ایم، موقع سفر انواع دعا و نذر و نیاز را بدرقه مان میکنند انگار قرار است حادثه ای پیش بیاید، در همه کارها استرس داریم، حتی وقتی برای تفریح و خوشگذرانی جایی میرویم. یا یک کار معمولی اداری یا بانکی میخواهیم انجام دهیم همه اش نگرانیم، نکند به مشکلی برخورم ! نکند کارم ایراد داشته باشد وانجام نشود ........وخیلی سخت است تابفهمی که تو گناهکار نیستی، تو مقصر نبودی، برای حرفهایت، برای عاشقی کردنت، برای نفس کشیدن..ووو.... تو درست بودی، و خودت قربانی جنگ و تحریم و رکود و،،، همه اینها بوده ای بدون اینکه هیچ تقصیری داشته باشیم.
- ۱.۸k
- ۳۰ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط