هاشمی خودش از یاد برده که او هم یک روستایی بوده وقتی در م
هاشمی خودش از یاد برده که او هم یک روستایی بوده وقتی در مصاحبهای دیگر میگوید: سال 1313 اوایل قدرت رضاخان بود. روستای ما (نوق رفسنجان) در آن موقع، روستایی عقب افتاده و منزوی بود… روستای ما مردم متدینی دارد. خانواده ما فرهنگی بودند و پدرم تحصیلات دینی داشت… در آغاز جوانی (14 سالگی) با تشویق پدرم به قم رفتم. عموی من روحانی محل و پدرم شخصیت فرهنگی بودند که بیشتر به کار کشاورزی میپرداختند. در روستای ما مدرسه نبود و ما به مکتب میرفتیم. وقتی بنا شد که برای ادامه تحصیل از روستا خارج شوم، پدرم ترجیح داد که به قم بروم.
آقای هاشمی! شما وقتی در روستایی با این وضعیت قدم میزدید، به قم آمدید و پس از مدتی انقلابی شدید. اما چه شد که امروز روستایی بودن را عار و قابل جمع با انقلابی شدن نمیدانید؟ شاید خاطرات شما در روز یکشنبه 30 تیر 1370 به این سؤال پاسخ دهد. نوشتهاید در آن روز که با تاسوعای حسینی مصادف بوده به خاطر پیشبینی زلزله در تهران توسط یک فرد چینی و با اصرار بچهها با هلیکوپتر به سد لتیان رفتید و بچههایتان اسکی روی آب میکردند و شما هم میخواستید اسکی روی آب یاد بگیرید، ولی بدنتان آمادگی آن را نداشت!
آقای هاشمی! میدانید، بچه روستاییها چرا انقلابی میشوند و انقلابی میمانند اما بچههای برخی شخصیتهای سیاسی انقلابی نمیشوند و انقلابی نمیمانند؟ روشن است، چون بچههای روستا روز تاسوعا به جای اسکی روی آب به مسجد روستایشان میروند و سینه میزنند و عزاداری میکنند.
برای همین بچه روستاییها بزرگ که میشوند پایشان به قراردادهای چند 100 میلیاردی نفتی باز نمیشود، اختلاس نمیکنند، رشوه نمیگیرند، با قرارداد کرسنت معادل 160 دکل نفتی گم شده به جیب ملت ضرر نمیزنند، سه سال به انگلیس پناهنده نمیشوند و با MI6 نرده عشق نمیاندازند، برای تحریم بیشتر ملت ایران، اطلاعات محرمانه، سرّی و بکلی سرِّی کشور را در اختیار غربیها قرار نمیدهند و در فتنه و کودتای سال 88 زیر پل کالج ساندویج نمیخورند و شعار مرگ بر اصل ولایتفقیه نمیدهند!
آقای هاشمی! حتماً میدانید امامحسین (ع) در روز عاشورا وقتی جماعت کوفی در برابر منطق حق امام، هلهله میکردند به آنها فرمود: علت اینکه حرفهای مرا نمیفهمید این است که شکمهایتان از حرام انباشته شده است و این امر باعث مهرخوردن بر دلهایتان شده است (کُلُّکُمْ عَاصٍ لِأَمْرِی غَیْرُ مُسْتَمِعٍ قَوْلِی فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُکُمْ مِنَ الْحَرَامِ وَ طُبِعَ عَلَی قُلُوبِکُم)
اینها را یک روستایی که روز تاسوعا به جای اسکی روی آب، عزاداری برای فرزندان تشنه حسین را ترجیح داده و از وفای عباس شنیده، میفهمد اما آن کسی که در رفاه برگرفته از فساد غوطه ور شده، نمیفهمد. برای همین بچههای مش حسین و مش تقی و … هر چند در روستا قدم میزنند اما انقلابی عمل میکنند و از خامنهای یاد گرفتهاند که برای باقی ماندن انقلاب در صراط خمینی، از من و شمایی که شهری شدهایم، اصول انقلابشان را مطالبه کنند.
آقای هاشمی! شما وقتی در روستایی با این وضعیت قدم میزدید، به قم آمدید و پس از مدتی انقلابی شدید. اما چه شد که امروز روستایی بودن را عار و قابل جمع با انقلابی شدن نمیدانید؟ شاید خاطرات شما در روز یکشنبه 30 تیر 1370 به این سؤال پاسخ دهد. نوشتهاید در آن روز که با تاسوعای حسینی مصادف بوده به خاطر پیشبینی زلزله در تهران توسط یک فرد چینی و با اصرار بچهها با هلیکوپتر به سد لتیان رفتید و بچههایتان اسکی روی آب میکردند و شما هم میخواستید اسکی روی آب یاد بگیرید، ولی بدنتان آمادگی آن را نداشت!
آقای هاشمی! میدانید، بچه روستاییها چرا انقلابی میشوند و انقلابی میمانند اما بچههای برخی شخصیتهای سیاسی انقلابی نمیشوند و انقلابی نمیمانند؟ روشن است، چون بچههای روستا روز تاسوعا به جای اسکی روی آب به مسجد روستایشان میروند و سینه میزنند و عزاداری میکنند.
برای همین بچه روستاییها بزرگ که میشوند پایشان به قراردادهای چند 100 میلیاردی نفتی باز نمیشود، اختلاس نمیکنند، رشوه نمیگیرند، با قرارداد کرسنت معادل 160 دکل نفتی گم شده به جیب ملت ضرر نمیزنند، سه سال به انگلیس پناهنده نمیشوند و با MI6 نرده عشق نمیاندازند، برای تحریم بیشتر ملت ایران، اطلاعات محرمانه، سرّی و بکلی سرِّی کشور را در اختیار غربیها قرار نمیدهند و در فتنه و کودتای سال 88 زیر پل کالج ساندویج نمیخورند و شعار مرگ بر اصل ولایتفقیه نمیدهند!
آقای هاشمی! حتماً میدانید امامحسین (ع) در روز عاشورا وقتی جماعت کوفی در برابر منطق حق امام، هلهله میکردند به آنها فرمود: علت اینکه حرفهای مرا نمیفهمید این است که شکمهایتان از حرام انباشته شده است و این امر باعث مهرخوردن بر دلهایتان شده است (کُلُّکُمْ عَاصٍ لِأَمْرِی غَیْرُ مُسْتَمِعٍ قَوْلِی فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُکُمْ مِنَ الْحَرَامِ وَ طُبِعَ عَلَی قُلُوبِکُم)
اینها را یک روستایی که روز تاسوعا به جای اسکی روی آب، عزاداری برای فرزندان تشنه حسین را ترجیح داده و از وفای عباس شنیده، میفهمد اما آن کسی که در رفاه برگرفته از فساد غوطه ور شده، نمیفهمد. برای همین بچههای مش حسین و مش تقی و … هر چند در روستا قدم میزنند اما انقلابی عمل میکنند و از خامنهای یاد گرفتهاند که برای باقی ماندن انقلاب در صراط خمینی، از من و شمایی که شهری شدهایم، اصول انقلابشان را مطالبه کنند.
- ۱.۴k
- ۱۶ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط