شعر و غزل

شاید زنی با مرگ دنبال تو می گردد
تاریخ را تا حد اشغال تو، می گردد

از آن بهار کودکی، هر جا به یادت هست
با آرزوها، دور تو هر سال می گردد

مثل نسیمی در هوای صبح تابستان
در گرمی لبخند باحال تو می گردد

دستت برای عاشقی کردن نمک دارد
از شوق ها که تک به تک مال تو می گردد

در قهوه ی فنجان مرد، آشوب ِ یک عشق است
با چشم مستش، غرق در فال تو می گردد

سرمست شد از عطر موهای تو در شبهاش
با دلخوشیِ عشق، در شال تو می گردد


آرزو حاجی خانی
دیدگاه ها (۰)

علیرغم تمام دلخوشی هایم مسلم شد  مرا نامهربانی های تو دیوانه...

غمی اینجاست به اندازه یِ احوالِ دلمقابِ عکسیست به دیواره یِ ...

شعر و غزل

خاصم... آرزودارم که روزی روی ایوان با توباشم دلبر من فصل بار...

آرزودارم که روزی روی ایوان با توباشم دلبر من فصل باران زیر ب...

نگاهت سخت دنبال کسی باشد که دیگر نیست؟ برایت اتفــاق افتاده...

شده هرگز!دلتمال ِکسی باشد کهدیگر نیست؟نگاهتسختدنبال ِکسی باش...

شده هرگز دلت مال ِ کسی باشد که دیگر نیست؟نگاهت سخت دنبال ِ ک...

شده هرگز!دلتمال ِکسی باشد کهدیگر نیست؟نگاهتسختدنبال ِکسی باش...

شده هرگز دلت مال ِ کسی باشد که دیگر نیست؟نگاهت سخت دنبال ِ ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط