1 - تاریخچهء جهانبینی دانشگرا (سِکولار)
تاریخچهء جهانبینی دانشگرا (سِکولار) – بخش یک
_____________________________________
پیش از پدید آمدن «جهانبینی دانشگرا (سِکولار)» ، اگر کسی دربارهء چگونگی و گاهِ (زمانِ) پدید آمدن «هومن» (انسان) ، پرسشی می کرد ؛ از روی «تورات» ، نوشتار (کتاب) کیشی (دینی) یهودیان ، داستان «آدم و هوا» را برایش می خواندند . یا اگر کسی در بارهء ستارگان پرسشی می کرد ، این پاسخ را به او میدادند که : «زمین در میانهء (مرکز) جهان جای دارد ، و همهء پیکرههای (اجرام) آسمانی ، به گرد آن می چرخند» . روی آوردن به «تورات» برای پاسخ دادن به پرسشهائی مانند دو پرسش بالا ، به این چرائی (دلیل) بود که هنوز «دانشِ نوین» ، پدید نیامده بود . در زیر داستان پدید آمدن «دانشِ نوین» و «جهانبینیِ دانشگرا» را بدست میدهم:
در سال 1300 زادروزی (میلادی) ، «دانته» (1) ، اندیشمند بزرگ ایتالیائی ، در «ریزسنجشِ» (نقدِ) «جهانبینی دینی» ، نوشتار (کتاب) خود با نام « کمدی الهی» (2) را نوشت ؛ و در آن ، به ریشخند (مسخره) کردن «جهانبینی کیشی (دینی)» پرداخت (2) . 139 سال پس از نوشته شدن ، و پخش مرزمند (محدود) نوشتار (کتاب) « کمدی الهیِ» دانته ، گوتنبرگ (3) دستگاه چاپ را نوآوری (اختراع) کرد ، و در پی آن هزینهء فرآوری (تولید) کردن نوشتار (کتاب) ، بسیار پائین آمد ، و پایابراین (بنابراین) ، شمار بیشتری از مردم ، توانستند که نوشتارهای (کتابهای) گوناگونی را بخرند و بخوانند.
در سال 1503 زادروزی (میلادی) ، نیکولاس کوپرنیک (4) ، که ستارهشناس بود ، پس از پیدرپیبینی (رصد) تودههای (اجرام) آسمانی ، دریافت (فهمید) که دیدگاه کلیسای کاتولیک ، که میگوید تودههای (اجرام) آسمانی به دور زمین می گردند ، نادرست است (4). او سپس با پیدرپیبینی (رصد) بیشتر این پیکرههای (اجرام) آسمانی ، دریافت که زمین ، و دیگر ستارهگَردها (سیارات) ، همه به گرد خورشید میگردند (4) . در سال 1504 ، کوپرنیک به یافته های خود سامان بخشید و آنها را به نوشته درآورد ، ولی آنرا چاپوپخش (منتشر) نکرد ، چون میدانست که کیفر ناهمسازی (مخالفت) کردن با دیدگاههای کلیسای کاتولیک ، «مرگ» است.
در سال 1511 زادروزی (میلادی) ، دسیدریوس اراسموس (5) ، که یک نوگرا از شهر رتردام هلند بود ، با چاپوپخش (منتشر) کردن نوشتارهاش (مقالهاش) بنام «در ستایش کمخردی» (در مدح حماقت) گفت : «پایدار ماندن کهنهگرائی و خودکامگرائی (دیکتاتوری) کلیسای کاتولیک ، پیامدِ (نتیجهء) فرمانروائی «دیو کمخردی» بر اندیشهء هومنها (انسانها) است » (5) . پس از چند ماه ، این نوشتاره (مقاله) ، به بسیاری از زبانهای اروپائی برگردان (ترجمه) شد ، و بیستوهفت بار دیگر نیز چاپوپخش (منتشر) شد (5) . در سال 1515 زادروزی (میلادی) نیز ، «اولریش فُن هوتِن» (6) و چند نویسندهء دیگر ، نوشتار (کتاب) «نامههای تاریکاندیشان» را نوشتند ، و در آن ، با به ریشخند کشیدن اندیشههای کشیشان کلیسای کاتولیک ، بیسوادی آنها را برای کشورشان زیانبار خواندند (6).
در سال 1530 زادروزی (میلادی) ، «فرانسوای یکم» ، پادشاه فرانسه ، برای باز کردن راه پیشرفت «دانش و هنر» در فرانسه ، و پشتیبانی کردن از نوگرائی ، دانشگاهی بنام «کالج دو فرانس» را پایه گذاری (تاسیس) کرد ، و استادان نوگرا و چیرهدست را در آن بکارگمارد (استخدام کرد) ؛ جوریکه پس از چند سال ، دانشها و هنرها ، بسیار پیشرفت کردند.
در سال 1542 زادروزی (میلادی) ، «آندریاس وسالیوس» (7) که استاد دانش «کالبدشناسی» (تشریح) بود ، کار نوشتن نوشتار (کتاب) نگارهمند (مصور) خود بنام «کارخانهء تن هومن (انسان)» که در ناهمسازی با دیدگاههای کلیسای کاتولیک بود را بپایان رساند و آنرا چاپوپخش (منشر) نمود (7) . این کارِ «آندریاس وسالیوس» ، بسیار دلیرانه بود ؛ چون کیفر ناهمسازی (مخالفت) با دیدگاه کلیسای کاتولیک ، سوزانده شدن در آتش بود ؛ ولی چون شارل پنجم ، امپراتور آلمان ، از او پشتیبانی کرد و او را به سرنام (بعنوان) پزشک ویژهء خودش بکارگمارد ؛ او توانست از این کیفر رهائی یابد (7).
(1) https://en.wikipedia.org/wiki/Dante_Alighieri
(2) https://en.wikipedia.org/wiki/Divine_Comedy
(3) https://en.wikipedia.org/wiki/Johannes_Gutenberg
(4) https://en.wikipedia.org/wiki/Nicolaus_Copernicus
(5) https://en.wikipedia.org/wiki/Erasmus
(6) https://en.wikipedia.org/wiki/Ulrich_von_Hutten
(7) https://en.wikipedia.org/wiki/Andreas_Vesalius
_____________________________________
پیش از پدید آمدن «جهانبینی دانشگرا (سِکولار)» ، اگر کسی دربارهء چگونگی و گاهِ (زمانِ) پدید آمدن «هومن» (انسان) ، پرسشی می کرد ؛ از روی «تورات» ، نوشتار (کتاب) کیشی (دینی) یهودیان ، داستان «آدم و هوا» را برایش می خواندند . یا اگر کسی در بارهء ستارگان پرسشی می کرد ، این پاسخ را به او میدادند که : «زمین در میانهء (مرکز) جهان جای دارد ، و همهء پیکرههای (اجرام) آسمانی ، به گرد آن می چرخند» . روی آوردن به «تورات» برای پاسخ دادن به پرسشهائی مانند دو پرسش بالا ، به این چرائی (دلیل) بود که هنوز «دانشِ نوین» ، پدید نیامده بود . در زیر داستان پدید آمدن «دانشِ نوین» و «جهانبینیِ دانشگرا» را بدست میدهم:
در سال 1300 زادروزی (میلادی) ، «دانته» (1) ، اندیشمند بزرگ ایتالیائی ، در «ریزسنجشِ» (نقدِ) «جهانبینی دینی» ، نوشتار (کتاب) خود با نام « کمدی الهی» (2) را نوشت ؛ و در آن ، به ریشخند (مسخره) کردن «جهانبینی کیشی (دینی)» پرداخت (2) . 139 سال پس از نوشته شدن ، و پخش مرزمند (محدود) نوشتار (کتاب) « کمدی الهیِ» دانته ، گوتنبرگ (3) دستگاه چاپ را نوآوری (اختراع) کرد ، و در پی آن هزینهء فرآوری (تولید) کردن نوشتار (کتاب) ، بسیار پائین آمد ، و پایابراین (بنابراین) ، شمار بیشتری از مردم ، توانستند که نوشتارهای (کتابهای) گوناگونی را بخرند و بخوانند.
در سال 1503 زادروزی (میلادی) ، نیکولاس کوپرنیک (4) ، که ستارهشناس بود ، پس از پیدرپیبینی (رصد) تودههای (اجرام) آسمانی ، دریافت (فهمید) که دیدگاه کلیسای کاتولیک ، که میگوید تودههای (اجرام) آسمانی به دور زمین می گردند ، نادرست است (4). او سپس با پیدرپیبینی (رصد) بیشتر این پیکرههای (اجرام) آسمانی ، دریافت که زمین ، و دیگر ستارهگَردها (سیارات) ، همه به گرد خورشید میگردند (4) . در سال 1504 ، کوپرنیک به یافته های خود سامان بخشید و آنها را به نوشته درآورد ، ولی آنرا چاپوپخش (منتشر) نکرد ، چون میدانست که کیفر ناهمسازی (مخالفت) کردن با دیدگاههای کلیسای کاتولیک ، «مرگ» است.
در سال 1511 زادروزی (میلادی) ، دسیدریوس اراسموس (5) ، که یک نوگرا از شهر رتردام هلند بود ، با چاپوپخش (منتشر) کردن نوشتارهاش (مقالهاش) بنام «در ستایش کمخردی» (در مدح حماقت) گفت : «پایدار ماندن کهنهگرائی و خودکامگرائی (دیکتاتوری) کلیسای کاتولیک ، پیامدِ (نتیجهء) فرمانروائی «دیو کمخردی» بر اندیشهء هومنها (انسانها) است » (5) . پس از چند ماه ، این نوشتاره (مقاله) ، به بسیاری از زبانهای اروپائی برگردان (ترجمه) شد ، و بیستوهفت بار دیگر نیز چاپوپخش (منتشر) شد (5) . در سال 1515 زادروزی (میلادی) نیز ، «اولریش فُن هوتِن» (6) و چند نویسندهء دیگر ، نوشتار (کتاب) «نامههای تاریکاندیشان» را نوشتند ، و در آن ، با به ریشخند کشیدن اندیشههای کشیشان کلیسای کاتولیک ، بیسوادی آنها را برای کشورشان زیانبار خواندند (6).
در سال 1530 زادروزی (میلادی) ، «فرانسوای یکم» ، پادشاه فرانسه ، برای باز کردن راه پیشرفت «دانش و هنر» در فرانسه ، و پشتیبانی کردن از نوگرائی ، دانشگاهی بنام «کالج دو فرانس» را پایه گذاری (تاسیس) کرد ، و استادان نوگرا و چیرهدست را در آن بکارگمارد (استخدام کرد) ؛ جوریکه پس از چند سال ، دانشها و هنرها ، بسیار پیشرفت کردند.
در سال 1542 زادروزی (میلادی) ، «آندریاس وسالیوس» (7) که استاد دانش «کالبدشناسی» (تشریح) بود ، کار نوشتن نوشتار (کتاب) نگارهمند (مصور) خود بنام «کارخانهء تن هومن (انسان)» که در ناهمسازی با دیدگاههای کلیسای کاتولیک بود را بپایان رساند و آنرا چاپوپخش (منشر) نمود (7) . این کارِ «آندریاس وسالیوس» ، بسیار دلیرانه بود ؛ چون کیفر ناهمسازی (مخالفت) با دیدگاه کلیسای کاتولیک ، سوزانده شدن در آتش بود ؛ ولی چون شارل پنجم ، امپراتور آلمان ، از او پشتیبانی کرد و او را به سرنام (بعنوان) پزشک ویژهء خودش بکارگمارد ؛ او توانست از این کیفر رهائی یابد (7).
(1) https://en.wikipedia.org/wiki/Dante_Alighieri
(2) https://en.wikipedia.org/wiki/Divine_Comedy
(3) https://en.wikipedia.org/wiki/Johannes_Gutenberg
(4) https://en.wikipedia.org/wiki/Nicolaus_Copernicus
(5) https://en.wikipedia.org/wiki/Erasmus
(6) https://en.wikipedia.org/wiki/Ulrich_von_Hutten
(7) https://en.wikipedia.org/wiki/Andreas_Vesalius
- ۲.۹k
- ۲۹ بهمن ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط