پارتتتتتتتتتتتتتت

کارای:باشه برو دو ساعت دیگه میام
سیمکا:اوکی بای
کارای:بای بای
ویو کارای
خب دیگه برم خونه پیش ساکورا اینا
رفت رسید+-+
بچه ها :سلام خاله کاراییییییییی *پریدن بغلش
کارای:سلامممممم خوبیننننننننننن
بچه ها: ارهههههههه
کارای:ساکورا کو؟
بچه ها:....
آسونا :بیهوشش کردن کارای سان 👌
کارای:عع آسونا سلام ناعومی کجاس؟
آسونا:دستشوییه کارای سان👌
کارای:عع اوکی پس من زخمام باز شدههههههه
آسونا:ولی کارای سان هفته ی پیش گفتم زخماتونو ببندم گفتید نه
کارای:چون درد می‌کنه الکی که نیست زخماتو بسوزونی هیچیم نگی
آسونا:...
ناعومی:سلامممممم من اومدم با بوی گوه اومدممممممم
بچه ها:سلام ناعومی سنپایییییییییی چه بوی عنی میدیییییییی
ناعومی: خودتون بوی عن میدید بیشورا
سایارا:ولی ناعومی سنپای سی و پنج دقیقه توی دستشویی چیز کمی نیستا
توکا:چاه دسشویی نگرفته باشه صلوات
آسونا:ناموصن چخبرته ناعومی
ناعومی: سنپایییییییییی چهار روز نرفته بودم دسشوییییییییی چهار روزززززززز
کارای:اوه اوه چخبره جایی رفته بودید آسونا؟
آسونا:رفته بودیم مسافرت یه روز تو راه بودیم سه روزم دسترسی به دشویی نداشتیم خلاصه وقتی که رسیدیم به دشویی عمومی هم زنونه هم مردونه رو درشو پلمپ کردیم 😂😂 لامصب انگار رفاه بودیم بهشت کارای سان هرکس از یه طرف صدا میداد 😂جاتون خالی اینقدر ریدیم چاه دستشویی پر شد تانکرشم خالی کردیم رفتیم 😂😂ولی ناعومی وضعیتش خراب بود کم مونده بود به جای اینکه از پایین بیاره از بالا بیاره هرچی عنه رو از بس خورده بودیم قبل رفتن😂خلاصه جیب آیوتا و آیاتو رو خالی کردیم*آیوتا و آیاتو خواهر و برادر آسوناعن که دوقلو عن *
کارای:امیدوارم جای منم ریده باشید که منم چهار روز پیش به خاطر اتفاقاتی نتونستم برم دشوییی پر شده بودم رفتم خونه دوستم از بس ریدم چاهشون گرفت😂😂زنگ زد چاه دسشویی رو باز کنن پول هم در دسترس نداشتیم اون موقع به یارو گفتیم نشست از بس رید دوباره چاه گرفت جای شماعم خالی😂😂😂
همه: جرررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر
کایارا:خاله کارای ازتون داره خون می‌ره
کارای:عع....
-----------
این پارت تمومه این بچه ها هم تو خیابون ولشون کردن کارای بهشون پناه داده و ساکورا پرستار بدبخت ایناست که باهاشون زندگی می‌کنه اگه عکساشون رو میخواید یا فکت ازشون بگید تو کامنتا
لایک یادتون نره جانه سایوناراااااا
دیدگاه ها (۷)

رمان آغوشی از جنس خطر پارت چهارم 4

پارت ۴

.8همه نشسته بودیم و منتظر مینی بودیم وسیله هایی که برای سوپر...

8 𝓜𝓪𝓷."𝓡𝓪𝓫𝓫𝓲𝓽."...𝒫.🐰

پارت ۳

ازدواج از روی اجبار۳ ادامه پارت ۱

part⁶⁵🦖🗿

بچه نبودیم که ما، بره بودیم!صبح خروس خوان همچین آروم، بدون ن...

یخورده حاضر جوابی آوردم براتون دعوا هاتون رو از ابن رو

پارت ۴۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط