ازدواج از روی اجبار۳ ادامه پارت ۱

هیول: جیمین ؟
ته،هوپی،شوگا،نامی،کوک:(لایک👍🏻👍🏻👍🏻👍🏻👍🏻)
جین:ا.ت این کوک که میبینی مرد گنده شده سگ شده همه رو میگیره هر بار میرفت حموم من باید میرفتم می شستمش
ا.ت:😳😮😳😮زبانم نمی‌چرخد ، کوکککککک؟
ته،هوپی،شوگا،جیمین،نامی:👍🏻👍🏻👍🏻👍🏻👍🏻
جین:این شوگا که می بینید برای اینکه رانندگیش و اوکی کنیم براش از این ماشین اسبابازی های بزرگ گرفتیم هر روز با اون توی خونه اینور اونر میرفت آخرم زد جیهوپ و زیر گرفت از اونور کله جیهوپ خورد به جیمین ، جیمین تعادلشو از دست داد خورد به ته ، دست تهیونگ چایی بود ریخت روی اون جای کوک ،کوک رفت بالا رفت پایین فرود اومد رو من ، منم که داشتم سوسکی که کشته بودم رو با خاک انداز می نداختم بیرون از ترس پرتاب کردم افتاد تو پیرهن نامجون اینجوری‌ شد که نامجون کل خونه رو یه چرخ زد مجبور شدیم کلا تخلیه کنیم
کانگ:شوگاا(خنده)
ته،هوپی،نامی،کوک،جیمین:👍🏻👍🏻👍🏻👍🏻👍🏻
ا.ت:خوب چرا خونه رو تخلیه کردین؟
جین:چرا ؟ تازه می‌پرسی چرا؟نامجون کپی در برابر اصل رالف خرابکاره (رالف بود؟🤔) هر وقت شهرداری میخواد یه جا رو خراب کنه نامجونو از ما اجاره میگیره دیگه بیل مکانیکی اینا نیاز ندارن که، توی یه دقیقه کل خونه رو به فنا میده
شوگا:راست میگه اینو
جین:وایسین وایسین مونده هنوز تازه سه تا رو گفتم
این تهیونگ ، همین جنتلمن که بقول خودش پسر خوبیه همین این ، یه بار برای اینکه شوگا رو اذیت کنه توی غذاش قرص ..... ریخت ولی اشتباهی خودش اون غذا رو خورد تا صبح بود توی دستشویی وقتی اومد بیرون فهمیدیم چاه توالت پر شده از بدبختی ما همه دسشویی ها چاهشون یکی بود همه هم پر ما تا یه ماه میرفتیم دسشویی عمومی سر کوچه
نامی،کوک،جیمین،هوپی،شوگا:👍🏻👍🏻👍🏻👍🏻👍🏻
هیول:اووووپس
جین:هوپی و نامجون موندن وایسین
این هوسوک همین جیهوپ انقدر می‌ره توی دسشویی حموم میمونه که وقتی بیرون میاد براش بنر خوش آمدی قهرمان بزنیم این قضیه از اینجا شروع شد که یه روز بخاطر خرابکاری نامجون مجبور شدیم دوباره نقل مکان کنیم رفتیم یه جایی که اینترنت فقط با خونه ما مشکل داشت یعنی از در خونه یه سانت اونور تر میرفتی نت بالا میومد چه جورم هوپی هم بخاطر اینترنت عصبانی بود بعد ما دیگه ندیدمش ما کل روز دنبال جیهوپ بودیم هر چی زنگم می‌زدیم جواب نیمداد، زده بود همه رو بلاک کرد دیگه کم کم داشتیم زنگ می‌زدیم به پلیس که دیدم از توی دسشویی صدا میاد یکی بلند داد کشیده بود با چوب و چاقو رفتیم دم در دسشویی بعد در باز شد جیهو‌پ از توش اومد بیرون با گوشیش تا یه سال همین کشک بودو همین کاسه نمیزاشت کسی بره توی اون دسشویی کلا شده بود برای خودش تا اینکه ما دوباره نقل مکان کردیم به یه جای دیگه بعد گفت که توی دسشویی تنها جایی بود که نت از بیرونم عالی تر بود برا همین یکسره اونجا بود دیگه عادت کرده بود همیشه یا بود تو حموم یا دسشویی برا همین هر بار که گم میشه باید بریم دسشویی و حموم ها حتا عمومی ها رو بگردیم بعد به جاهای دیگه بریم
ته،کوک،جیمین،نامی،شوگا,هوپی:👍🏻👍🏻👍🏻👍🏻👍🏻👍🏻
ا.ت:چه زرنگی بودددددددددد هوپی خودشم تایید کرده(خنده)
کوک:این گریه داره اون روز دیگه داشتم به این فکر می کردم توی خرما گردو بزارم یا نه
جین: حالا نامجون...
.
.
.
.
.
.
خمارییییی 😁😁😁
ادامه دارد.......
خداحافظ 😘😘😘
دیدگاه ها (۰)

تکپارتی جونگ کوک

جوننن🤣🤣بخدا انقدر 🤏از عشوه های جونگ کوک رو داشتم الان یه تهی...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۲نامی ویوات هنوز کوکو بغل کرده بودکوک: نامجون هیونگ چرا...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

🖤 اولین برخورد جونگ‌کوک و ا/تچند ماه قبل، توی یک مراسم خانوا...

Forbidden love①⑦ا/ت: تروخدا... نگو! اسمش رو نیارکوک: این حقی...

*تهیونگ: در حال حاضر، کدوم کشور توی رتبه‌بندی شخصی‌ت در جایگ...

بی تی اس

🖤 عروس مافیا | پارت اولژانر: مافیا، ازدواج اجباری، کل‌کلساعت...

(دلداده) ♡ویو ا/تجونگکوک منو برد سمت مبل و نشوندم کنارش. هنو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط