من کوروش شاهنشاه هخامنشی 2

۲۵) در پیِ امنیتِ [شهرِ] بابل و همه جایگاه‌های مقدسش بودم. برای مردم بابل که برخلاف خوا[ست خدایان] یوغی بر آنان نهاده بود که شایسته‌شان نبود.

۲۶) خستگی‌هایشان را تسکین دادم (و) از بندها(؟) رهایشان کردم. مردوک، سرور بزرگ، از رفتار [نیک من] شادمان گشت (و)

۲۷) به من کورش، شاهی که از او می‌ترسد و کمبوجیه پسر تنی [ام و به] همه سپاهیانم،

۲۸) برکتی نیکو ارزانی داشت. بگذار ما با شادی در برابرش باشیم، در آرامش. به [فرمان] والایش، همه شاهانی که بر تخت نشسته‌اند،

۲۹) از هر گوشه (جهان)، از دریای پایین، آنان که در سرزمین‌های دوردست می‌زیند، (و) همه شاهان سرزمین اَمورّو که در چادرها زندگی می‌کنند، همه آنان،

۳۰) باج سنگینشان را به شواَنّهَ (بابل) آوردند و بر پاهایم بوسه زدند. از [شواَنّهَ=بابل] تا شهر آشور و شوش،

۳۱) اَکَد، سرزمین اِشنونهَ، زَمبَن، شهر مِتورنو، دِر، تا مرز گوتی، جا[یگاه‌های مقدس آن سو]ی دجله که از دیرباز محراب‌هایشان ویران شده بود،

۳۲) خدایانی را که درون آن‌ها ساکن بودند، به جایگاه‌هایشان بازگرداندم و (آنان را) در جایگاه ابدی خودشان نهادم. همۀ مردمانِ آنان (=آن خدایان) را گرد آوردم و به سکونتگاه‌هایشان بازگرداندم و

۳۳) خدایانِ سرزمین سومر و اَکَد را که نبونَئید – در میان خشم سرور خدایان- به شواَنّهَ (=بابل) آورده بود، به فرمان مردوک، سرور بزرگ، به سلامت

۳۴) به جایگاهشان بازگرداندم، جایگاهی که دل‌شادشان می‌سازد. باشد تا خدایانی که به درون نیایشگاه‌هایشان بازگرداندم،

۳۵) هرروز در برابر بِل و نَبو، روزگاری دراز (=عمری طولانی) برایم خواستار شوند (و) کارهای نیکم را یادآور شوند و به مردوک، سرورم چنین بگویند که "کورش، شاهی که از تو می‌ترسد و کمبوجیه پسرش

۳۶) ..... بگذار آنان سهمیه رسانِ نیایشگاه‌هایمان باشند، تا روزگاران دراز(؟)...؛ و باشد که مردمان بابل [شاهیِ] [او را] بستایند." من همه سرزمین‌ها را در صلح قراردادم.

۳۷) [غا]ز، دو مرغابی، ده کبوتر، بیشتر از [پیشکشی پیشینِ] غاز و مرغابی و کبوتری که.......

۳۸) [روزا] نه افزودم در پی استوار کردن باروی دیوار ایمگور- اِنلیل، دیوار بزرگ بابل برآمدم

۳۹) دیواری از آجر پخته، بر کنارۀ خندقی که شاه پیشین ساخته بود؛ ولی ساختش را به پایان [نبرده بود] ... کار آن را [من ....به پایان بردم.]

۴۰) ...؛ که [شهر را از بیرون در بر نگرفته بود]، که هیچ شاهی پیش از من (با) کارگرانِ به بیگاری [گرفته‌شده سرزمینش در] شواَنّهَ (=بابل) نساخته بود.

۴۱) (آن را) [با قیر] و آجر پخته از نو بر پا کردم و [ساختش را به پایان رساندم].

۴۲) [دروازه‌های بزرگ از چوب سدر] با روکش مفرغین. من همۀ آن درها را با آستانه[ها و قطعات مسی] کار گذاردم.

۴۳) [کتیبه‌ای از] آشوربانیپال، شاهی پیش از من، [(روی آن) نو]شته شده بود، [درون آن دید]م.

۴۴) او مردوک، سرور بزرگ، آفریننده (؟)

۴۵) من همچون هدیه‌ای [پیشکش کردم] (برای) خشنودی‌ات تا به جاودان.
دیدگاه ها (۰)

سالروز ورود کوروش بزرگ به بابل در سال 539 پیش از میلاد[ ۷ آب...

پیام آقای حیدریان در آغاز سال تحصیلی

الهه ای که از سر زئوس زاده شد.

بسم‌الله الرحمن الرحیم🇮🇷«وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی...

ترجمه متن منشور کوروش «منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه نی...

من کوروش شاهنشاه هخامنشی 1

هم چنین پیکره خدایان سومر و اَکـَّد را که نـَبونید بدون واهم...

ادامه از پست قبل...چنین می‌نماید که اشخاصی در داخل بابل از ک...

هَفتم آبان، روز بزرگداشت کوروش بزرگ ...قسمتی از اولین منشور ...

اثری از یکتا پرستی یا اشاره ای به آن نیست ! متن زیر قسمتی از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط