گفتم بدوم تا تو همه فاصله ها را
گفتم بدوم تا تو همه فاصله ها را
تا زودتر از واقعه گویم گله ها را
چون آینه پیش تو نشستم که ببینی
در من اثرِ سخت ترین زلزله ها را
پُر نقش تر از فرش دلم بافته ای نیست
از بس که گره زد به گره حوصله ها را
ما تلخیِ نه گفتنِ مان را که چشیدیم
وقت است که بنوشیم از این پس بلهها را
بگذار ببینیم بر این جغد نشسته
یک بارِ دگر پَر زدن چلچله ها را
یک بار هم ای عشقِ من از عقل مَیندیش
بگذار که دل حل بکند مسئله ها را
تا زودتر از واقعه گویم گله ها را
چون آینه پیش تو نشستم که ببینی
در من اثرِ سخت ترین زلزله ها را
پُر نقش تر از فرش دلم بافته ای نیست
از بس که گره زد به گره حوصله ها را
ما تلخیِ نه گفتنِ مان را که چشیدیم
وقت است که بنوشیم از این پس بلهها را
بگذار ببینیم بر این جغد نشسته
یک بارِ دگر پَر زدن چلچله ها را
یک بار هم ای عشقِ من از عقل مَیندیش
بگذار که دل حل بکند مسئله ها را
- ۱.۶k
- ۳۱ فروردین ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط