{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم بدوم تا تو همه فاصله ها را

گفتم: «بِدَوم تا تو همه فاصله ها را»
تا زودتر از واقعه گویم گِله ها را

چون آینه پیشِ تو نشستم که ببینی
در من اثرِ سخت ترین زلزله ها را

پُر نقش تر از فرشِ دلم بافته ای نیست
از بس که گره زد به گره حوصله ها را

ما تلخیِ نه گفتن مان را که چشیدیم
وقت است بنوشیم از این پس بله ها را

بگذار ببینیم بر این جغد نشسته
یک بارِ دگر پر زدن چلچله ها را

یک بار هم ای عشقِ من از عقل میندیش
بگذار که دل حل بکند مسئله ها را

#محمد_علی_بهمنی
دیدگاه ها (۲)

‌می‌ترسم از هجومِ غمت بشکند، دریغ!در سینه‌ام دلیست که بسیار ...

روزی خواهد آمدکه بابتِ کنار گذاشتنِبرخی آدم ها از زندگی اتاز...

‌لطفی کن و در خلوت محزون من ای دوستآرام و قراردل دیوانه ی من...

سال‌ها دویده‌ام از پی خودم، ولیتا به خود رسیده‌ام، دیده‌ام ك...

گفتم بدوم تا تو همه فاصله‌ها راتا زود‌تر از واقعه گویم گله‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط