{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نیستی تا که ببینی چه زمینگیر شدم

نیستی تا که ببینی چه زمینگیر شدم
عشق تو درد قشنگیست ولی پیر شدم

نان تلخ غزل از سفره ی غم می خوردم
هر شبی با دو سه بیت غزلم سیر شدم

آنقدَر زخم به جانم زده دنیا که نپرس
گاه گاهی بخدا تشنه ی شمشیر شدم

بی تو اندازه ی این شهر دلم غمگین است
تو که رفتی به خیابان تو زنجیر شدم

رود بودم که به دریای دلت راه نیافت
پشت سد دل تو ماندم و تبخیر شدم

بغض نشکسته زیاد است ولی شانه نبود
سر به زانوی خودم دادم و تحقیر شدم
دیدگاه ها (۰)

حماسی

نیستی تا که ببینی چه زمینگیر شدمعشق تو درد قشنگیست ولی پیر ش...

جوگندمیه موهام، من پیر شدم دختردر خاطره هایی دور، زنجیر شدم ...

بی تو من، ثانیه تا. ثانیه را پیر شدم من همان،کوه غرورم، ...

بی تو من، ثانیه تا. ثانیه را پیر شدم من همان،کوه غرورم، ...

بی تو من، ثانیه تا. ثانیه را پیر شدم من همان،کوه غرورم، ...

بی تو من، ثانیه تا. ثانیه را پیر شدم من همان،کوه غرورم، ...

بی تو من، ثانیه تا. ثانیه را پیر شدم من همان،کوه غرورم، که ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط