جوابی به این مادرجینداهای عنستاگرامی

( wisgoon.com/v/MCPM1U67X9 )

(اسلاید 1): اولاً که امام حسین با درخواست رسمی از طرف خود مردم کوفه به سمت کوفه حرکت کرد. (طرف اطلاعاتش در حد همین اطلاعات ساده و مشهور تاریخی هم نیست که بیاد اظهار نظر کنه.) که همه میدونن مردم اونجا بیعت شکستن از سر ترس یا پول رفتن با ابن‌زیاد. وقتی هم سپاه حر و عمرسعد اومدن دیگه اجازه برگشت رو به سپاه امام حسین ندادن مگر با بیعت با یزید، درصورتی که امام حسین میگفت اگه اینا بیعت شکستن حداقل بذارید من برگردم چون خانواده و اهل‌وعیالم با منن و خون اینا گردن منه اما گفتن نه نمیذاریم برگردی مگر اینکه با یزید بیعت کنی.

دوماً که در طول تاریخ، خیلی از قهرمانان ملی و جهانی (مثل چگوارا یا بابی ساندز) میدونستن که کشته میشن اما ایستادن برای ثبت یه آرمان. اگه قرار باشه هرکی زور کمتری داره تسلیم بشه هیچ انقلابی در جهان رخ نمیداد.
هدف نهایی امام حسین (ع) هم اگه به حکومت رسیدن بود، آره شکست خورده محسوب میشه؛ اما در واقعیت هدفش این بود که چهره واقعی امویان رو افشا کنه و بعد از ۱۴۰۰ سال هنوز نامش زنده هست (خصوصاً بین غیرمسلمانانی مثل گاندی؛ فقط تو ایران یه مشت گوسفند از جمله اینا پیدا شدن که هر کصشری رو شنیده باور میکنن) و یزید نماد ظلم و فسقه.

جواب به «یزید به یاران حسین تیر خلاص زد؟» خیلی سادست. اولاً طرف هنوز نمیدونه که فرمانده سپاه کوفه تو کربلا عمرسعد بود و حاکم کوفه هم که سپاه رو اعزام کرده بود ابن‌زیاد بود نه یزید، یزید فقط تو سوریه نشسته بود دستور میداد. که این یعنی عملاً در حد آب‌هویج هم از تاریخ نمیدونه.
دوماً که همین سپاه تو کربلا جنایاتی رو مرتکب شدن که تیر خلاص در مقابلشون جوکی بیشتر نیست، از جمله بستن آب (جنایت جنگی از نظر همه دنیا)، آتیش زدن چادرهای غیرنظامی‌ها و... یا ماجرای اسب تاختن رو جنازه‌ها واسه خورد کردن کامل بدن.

(اسلاید 2): اولاً که در کربلا چون دیدن بیماری امام سجاد خیلی شدیده و گفتن این دیگه حتماً خواهد مرد کاریشون نداشتن نه اینکه از سر ترحم و آزادی بیان باشه. (که این بیماری هم به لطف خدا بود چون میخواست امام بعدی حفظ بشه). اما بازم ابن‌زیاد قصد کشتن امام سجاد (ع) رو داشتن که حضرت زینب گفتن اگه میخوای بکشیش منو هم باید باهاش بکشی. یزید هم (تو همون مجلسی که به قول شما «آزادی بیان» داشت) حکم اعدام امام سجاد رو داد که بعدش چون دید ممکنه بخاطر کشتن یه آدم بیمار محکوم بشه از این کار منصرف شد،
(منابع: تاریخ طبری، جلد5، صفحات458 و 464)
دوماً، «زینب آزادی بیان داشت» از نظر تاریخی کاملاً مضحکه.
حضرت زینب (و بقیه اسرا) همچنان به عنوان اسیر جنگی در غل و زنجیر وارد مجلس یزید شدن، اونم یک مجلس جشن و شادی. حضرت زینب به عنوان اسیر فریاد زد و سخن گفت نه کسی که یک تریبون آزاد دستشه، که باعث شد کلاً جَو مجلس یزید عوض شه و یزید هم که دید چون آبروی خودش در خطره کاری نمیتونه بکنه ناچار به سکوت شد و چیزی نگفت و تقصیر رو گردن ابن‌زیاد انداخت (سلب مسئولیت!). که اینم واسه آبروی خودش بود نه اینکه معتقد به «ازادی بیان» بوده باشه.
سخن گفتن یک اسیر در غل و زنجیر نشونه آزادی بیان داشتن نبود بلکه نشون دهنده ضعف یزید در کنترل اوضاع روانی جامعه بود.
بعدش هم اسرا رو داخل خرابه شام انداختن که هیچ در و پیکری نداشت و گرما و سرما و بیماری تو اونجا باعث فوت حضرت رقیه شد؛ الان این آزادی بیانه؟

(اسلاید 3):
ببینید رفقا ما اصلا به اینکه تو خیابون های ایران چی اتفاق افتاده کاری نداریم.

این حرف که بگی یه گروه یا سازمانی بدتر از داعشه، از نظر هر نوع متخصص و کارشناسی مطلقاً رد و باطله؛ داعش نمادی از بالاترین حد وحشی‌گری در دوران معاصره.
داعش ("دولت اسلامی عراق و شام") یک گروه بنیادگرای وهابی سَلَفی تکفیری بود که حاصل ادغام چندتا گروه شبه‌نظامی تکفیری دیگه در عراق تحت یک رهبری شدیداً خودکامه بود.
تکنیک‌ها و روش‌های این گروه کاملا برپایه ایجاد رُعب و وحشت اونم به هر روش بود، تازه از جنایاتشون هم با افتخار و با کیفیت HD فیلم میگرفتن و فیلماش توسط «موسسه فرقان» منتشر میشد.

که اتفاقا بیشترین دشمنی رو با شیعیان، صوفیان، ‌سُنی‌های عادی (غیرسلفی)، و حتی وهابی‌هایی که باهاشون موافق نبودن (مثل عربستان) داشتن و همه رو تکفیر میکردن (کافر میخوندن) و خون همه رو حلال میدونستن. (به عنوان دشمنان داخلی)
هر زنی در داعش عقد ابوبکر البغدادی (خلیفه داعش) بود و باقی هم تجاوز بهشون حلال بود و در بازارهای موصل فروخته میشدن (مثل داستان فروختن زنان ایزدی)

داعش بهترین کاری که میتونه بات بکنه اینه که سرتو ببره. (دعا کن با ناموست جهاد نکاح نکنه یا تو قفس زنده زنده نسوزونت، اگه میخوای به استقبالش بری)

#afhu
دیدگاه ها (۵۵)

گــفـتــیـــم آسـمـــانی و دیــدیــــم بـرتـریگـــفــتــیـــ...

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت اول)

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

♥️🍃درکلام‌حضرت‌بقیه‌الله‌الاعظمعجل‌اللهدرتفسیر«كهيعص»آمده:ك...

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش اول

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش دوم

بزارین یه " فتوا " جدید بدم !!اونم اینکه تماااااام اشخاصی که...

خیابون یا عزاداری؟؟بزا ی مثال برات بزنم و خلاص.زمان عاشورا ش...

خیابون یا عزاداری؟بزا ی مثال برات بزنم و خلاص.زمان عاشورا شد...

بسیار مهم.میگن نظر شما چیه،دهه فاطمیه ست،عزاداریه،سینه زنیه....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط