به جایی
به جایی
رسیدم که با هیچکی حرفی ندارم
نباشی
من هیچ حسی به روز برفی ندارم
نمیخوام ، بباره
شبا بیدار و روزا خیره به عکست
این شده کارم دیگه طاقت ندارم
دلم میخواد یجایی اونور دنیا خودمو جا بزارم..
آخه عادت ندارم تو که نباشی
خوابم نمیره خیلی دلم میگیره
فراموشم نمیشه خاطره هامون
واسه من خیلی دیره..
رسیدم که با هیچکی حرفی ندارم
نباشی
من هیچ حسی به روز برفی ندارم
نمیخوام ، بباره
شبا بیدار و روزا خیره به عکست
این شده کارم دیگه طاقت ندارم
دلم میخواد یجایی اونور دنیا خودمو جا بزارم..
آخه عادت ندارم تو که نباشی
خوابم نمیره خیلی دلم میگیره
فراموشم نمیشه خاطره هامون
واسه من خیلی دیره..
- ۵.۹k
- ۰۸ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط