{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام

سلام
 صبح آخرین شنبه تابستان 93 بخیر و نیکی
 امیدوارم هفته  خوبی در پیش رو داشته باشید
...........
زحد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا
به وصل خود دوایی کن دل دیوانه ما را
علاج درد مشتاقان طبیب عام نشناسد
مگر لیلی کند درمان غم مجنون شیدا را
گرت پروای غمگینان نخواهد بود و مسکینان
نبایستی نمود اول به ما آن روی زیبا را
چو بنمودی و بربودی ثبات از عقل و صبر از دل
بباید چاره ای کردن کنون آن نا شکیبا را
مرا سودای بت رویان نبودی پیش از این در سر
و لیکن تا تو را دیدم گزیدم راه سودا را
مراد ما وصال توست از دنیا و از عقبی
وگر نه بی شما قدری ندارد دین و دنیا را
چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت که از دوری
بر آید از دلم آهی بسوزد هفت دریا را
بیا تا یک زمان امروز خوش باشیم در خلوت
که در عالم نمی داند کسی احوال فردا را
سخن شیرین همی گویی به رغم دشمنان سعدی
ولی بیمار استسقا چه داند ذوق حلوا را
دیدگاه ها (۲)

علاج درد مشتاقان طبیب عام نشناسدمگر لیلی کند درمان غم مجنون ...

گرت پروای غمگینان نخواهد بود و مسکیناننبایستی نمود اول به ما...

ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارابه وصل خود دوایی کن دل ...

ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارابه وصل خود دوایی کن دل ...

ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارابه وصل خود دوایی کن دل ...

ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارابه وصل خود دوایی کن دل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط