ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا

ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا
به وصل خود دوایی کن دل دیوانهٔ ما را

علاج درد مشتاقان طبیب عام نشناسد
مگر لیلی کند درمان،غم مجنون شیدا را...

‌ #سعدی
دیدگاه ها (۱۷)

ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارابه وصلِ خود دوایی کن دل...

علاج درد مشتاقان طبیب عام نشناسدمگر لیلی کند درمان، غم مجنون...

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مراسوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا...

چه‌ها با جان خود دور از رخ جانان خود کردممگر دشمن کند این‌ها...

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگریخاک بازار نیرزم که بر او می‌...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿برخیزم و دلها را در ولوله اندازمبر ظل...

ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارابه وصل خود دوایی کن دل ...

ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارابه وصلِ خود دوایی کن دل...

ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارابه وصل خود دوایی کن دل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط