{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کارون چو گیسوان پریشان دختری

کارون چو گیسوان پریشان دختری
بر شانه های لخت زمین تاب می خورد
خورشید رفته است و نفس های داغ شب
بر سینه های پر تپش آب می خورد
دور از نگاه خیره من ساحل جنوب
افتاد مست عشق در آغوش نور ماه
شب با هزار چشم درخشان و پر زخون
سر می کشد به بستر عشاق بی گناه
نیزار خفته خامش و یک مرغ ناشناس
هر دم ز عمق تیره آن ضجه می کشد
مهتاب می دود که ببیند در این میان
مرغک میان پنجه وحشت چه می کشد
بر آبهای ساحل شط سایه های نخل
می لرزد از نسیم هوسباز نیمه شب
آوای گنگ همهمه قورباغه ها
پیچیده در سکوت پر از راز نیمه شب
در جذبه ای که حاصل زیبایی شب است
رویای دور دست تو نزدیک می شود
بوی تو موج می زند آنجا بروی آب
چشم تو می درخشد و تاریک می شود
بیچاره دل که با همه امید و اشتیاق
بشکست و شد به دست تو زندان عشق من
در شط خویش رفتی و رفتی از این دیار
ای شاخه شکسته ز طوفان عشق من
دیدگاه ها (۷)

دانم کنون از آن خانه دور شادی زندگی پر گرفته دانم کنون که ...

آن روزها رفتند آن روزهای خوب آن روزهای سالم سرشار آن آسما...

روز اول پیش خود گفتم دیگرش هرگز نخواهم دید روز دوم باز میگ...

چه گریزیت ز من ؟ چه شتابیت به راه ؟ به چه خواهی بردن در ش...

و اینم پارت سوم 😃پارت اول و دوم‌ رو هم ببینمتن‌کامل : 🫠❤️به ...

برای پارت دوم‌فالو کن متن کامل :❤️به نام خداوند این سرزمینخب...

شب به‌خیر  رفیق...آرزو می‌کنم امشب،دلت آروم باشه مثل یه دریا...

به یاد سید یزدان موسوی جوانی که به خاطرهها پیوست

«در نگاهت، تمامِ جهان‌هایِ گم‌شده را یافتم، در لبخندت، میانِ...

سناریووووو

چه دلبرانه به من خندیدیو منچه غریبانه رفتنت را بغض ڪردمپشت س...

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

با تو دیشب شور و حالی داشتمعشق را ، از دل ، خیالی داشتمتو ره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط