ز دو دیده خون فشانم ز غمت شب جدایی

ز دو دیده خون فشانم ز غمت شب جدایی

چه کنم که هست این ها گل باغ آشنایی

همه شب نهاده ام سر چو سگان بر آستانت

که رقیب در نیاید به بهانه ی گدایی





به کدام مذهب است این، به کدام ملت است این

که کشند عاشقی را که تو عاشقم چرایی


به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند

که تو در برون چه کردی؟ که درون خانه آیی

به قمار خانه رفتم، همه پاکباز دیدم

چو به صومعه رسیدم، همه زاهد ریایی



در دیر می زدم من که ندا ز در درآمد

که درآ، درآ عراقی، که تو آشنای مایی
دیدگاه ها (۱)

به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادندکه برون در چه کردی؟ که در...

به کدام مذهب است این؟ به کدام ملت است این؟که کُشند عاشقی را،...

ز دو ديده خون فشانم، ز غمت شب جداييچه کنم؟ که هست اينها گل خ...

ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جداییچه کنم؟ که هست اینها گل خ...

فخرالدین عراقی » دیوان اشعار » غزلیات ز دو دیده خون فشانم، ز...

ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جداییچه کنم؟ که هست اینها گل خ...

ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جداییچه کنم؟ که هست اینها گل خ...

به دو دیده خون فشانم ز غمت شب جداییچکنم که اینها هست گل باغ ...

به طواف ڪعبه رفتم، به حرم رهم ندادند..ڪه برون در چه ڪردی؟ڪه ...

ای معبود من خدایا به بندگی قبولم فرما! ای همه وجودم! در تقدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط