به دو دیده خون فشانم ز غمت شب جدایی
به دو دیده خون فشانم ز غمت شب جدایی
چکنم که اینها هست گل باغ آشنایی
همه شب نهاده ام سر چون سگان بر آستانت
که رقیب در نیاید به بهانه جدایی
ز کدام مذهب هستیم
زکدام ملت هستیم
که کشند عاشقی را که تو عاشقم چرایی
به طواف کعبه رفتم به حرم رحم ندادند
که برون در چه کردی
که درون خانه آیی
به قمار خانه رفتم همه پاکباز دیدم
چون به صومعه رسیدم هم زاهد ریاحی
در دیر میزدم من که یکی ز در درآمد
که درای ،درای خرابه ،که تو هم از آن مایی......
چکنم که اینها هست گل باغ آشنایی
همه شب نهاده ام سر چون سگان بر آستانت
که رقیب در نیاید به بهانه جدایی
ز کدام مذهب هستیم
زکدام ملت هستیم
که کشند عاشقی را که تو عاشقم چرایی
به طواف کعبه رفتم به حرم رحم ندادند
که برون در چه کردی
که درون خانه آیی
به قمار خانه رفتم همه پاکباز دیدم
چون به صومعه رسیدم هم زاهد ریاحی
در دیر میزدم من که یکی ز در درآمد
که درای ،درای خرابه ،که تو هم از آن مایی......
- ۱.۳k
- ۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط